خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر و استعارههای عمیق، به بیان دردها و رنجهای انسان در زندگی میپردازد. شاعر از ناتوانی در بیان احساسات، رنجهای درونی، بیپاسخی جهان به تلاشهای انسان و ناامیدی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عجز در برابر تقدیر، بیثمری تلاشها و تنهایی انسان اشاره دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، فضای غالب شعر غمگین و ناامیدکننده است که ممکن است برای مخاطبان جوان مناسب نباشد.
غزل ۸۴۷ - بیروی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
بیروی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت
چشمیستکه باید به در آرد به سرانگشت ۱
چون نی زتنگ مایگی درد به تنگیم
تا چند نفس ناله شمارد به سرانگشت ۲
شادمکه به زحمتکدهٔ عالم تدبیر
بیناخنیام عقده ندارد به سرانگشت ۳
مشق خط بیپا و سرمسبحه شماریست
کاش آبلهای نقطه گذارد به سرانگشت ۴
در طبع جهان حرکت بیخواست خراشید
آن کیست که اندیشه گمارد به سرانگشت ۵
از حاصلگل چیدن این باغ ندیدیم
جز ناخن فرسودهکه دارد به سرانگشت ۶
عمریستکه دررنگ چمن شور شکستیست
کو غنچهکهگلگوش شمارد به سرانگشت ۷
از معنی زنهار من آگاه نگشتی
تا چند چو شمع آینهکارد به سرانگشت ۸
تقلید محال است برد لذت تحقیق
نعمت چو زبان بر نگوارد به سرانگشت ۹
ای بیکسی این بادیهٔ یأس ندارد
خاری که سر آبله خارد به سرانگشت ۱۰
بیدل ز جهان محو شد آثار مروت
امروز به جز موکهگذارد به سرانگشت ۱۱
چشمیستکه باید به در آرد به سرانگشت ۱
چون نی زتنگ مایگی درد به تنگیم
تا چند نفس ناله شمارد به سرانگشت ۲
شادمکه به زحمتکدهٔ عالم تدبیر
بیناخنیام عقده ندارد به سرانگشت ۳
مشق خط بیپا و سرمسبحه شماریست
کاش آبلهای نقطه گذارد به سرانگشت ۴
در طبع جهان حرکت بیخواست خراشید
آن کیست که اندیشه گمارد به سرانگشت ۵
از حاصلگل چیدن این باغ ندیدیم
جز ناخن فرسودهکه دارد به سرانگشت ۶
عمریستکه دررنگ چمن شور شکستیست
کو غنچهکهگلگوش شمارد به سرانگشت ۷
از معنی زنهار من آگاه نگشتی
تا چند چو شمع آینهکارد به سرانگشت ۸
تقلید محال است برد لذت تحقیق
نعمت چو زبان بر نگوارد به سرانگشت ۹
ای بیکسی این بادیهٔ یأس ندارد
خاری که سر آبله خارد به سرانگشت ۱۰
بیدل ز جهان محو شد آثار مروت
امروز به جز موکهگذارد به سرانگشت ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴۶ - ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت
گوهر بعدی:غزل ۸۴۸ - شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.