خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر سبک هندی، بیانگر حسرت و اندوه شاعر از دوری معشوق و ناپایداری دنیاست. او از وابستگیهای دنیوی و حیرت انسان در برابر هستی میگوید و به ناتوانی انسان در درک حقیقت اشاره میکند. شاعر با تصاویر زیبا و پیچیده، مانند سایهنشین بودن در خانه خورشید، به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی پیچیده و نمادهای خاص سبک هندی، فهم شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
غزل ۸۲۹ - امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت
هر عضو چو شمعم نگهی بازپسین داشت ۱
کس وحشتت از اسباب تعلق نپسندید
دامن نشکستن چقدر چین جبین داشت ۲
از وهم مپرسید که اندیشهٔ هستی
در خانهٔ خورشید مرا سایهنشین داشت ۳
هر تجربهکاری که درتن عرصه قدم زد
سازدل جمع آن طرف ملک یقین داشت ۴
عمریست که در بندگداز دل خویشیم
ما را غم ناصافی آیینه بر این داشت ۵
چون سایه به جز سجده مثالی ننمودیم
همواری ما آینه در رهن جبین داشت ۶
در قد دو تا شد دو جهان حرص فراهم
زین حلقهکمند امل آرایش چین داشت ۷
از پردهٔ دل رست جهان لیک چه حاصل
آیینه نفهمیدکه حیرت چه زمین داشت ۸
با این همه حیرت به تسلی نرسیدیم
فریاد که آبینهٔ ما خانهٔ زین داشت ۹
آفاق تصرفکدهٔ شهرت عنقاست
جز نام نبود آنکه جهان زیر نگین داشت ۱۰
بیدل سراین رشته به تحقیق نپیوست
در سبحه و زنار جهانی دل و دین داشت ۱۱
هر عضو چو شمعم نگهی بازپسین داشت ۱
کس وحشتت از اسباب تعلق نپسندید
دامن نشکستن چقدر چین جبین داشت ۲
از وهم مپرسید که اندیشهٔ هستی
در خانهٔ خورشید مرا سایهنشین داشت ۳
هر تجربهکاری که درتن عرصه قدم زد
سازدل جمع آن طرف ملک یقین داشت ۴
عمریست که در بندگداز دل خویشیم
ما را غم ناصافی آیینه بر این داشت ۵
چون سایه به جز سجده مثالی ننمودیم
همواری ما آینه در رهن جبین داشت ۶
در قد دو تا شد دو جهان حرص فراهم
زین حلقهکمند امل آرایش چین داشت ۷
از پردهٔ دل رست جهان لیک چه حاصل
آیینه نفهمیدکه حیرت چه زمین داشت ۸
با این همه حیرت به تسلی نرسیدیم
فریاد که آبینهٔ ما خانهٔ زین داشت ۹
آفاق تصرفکدهٔ شهرت عنقاست
جز نام نبود آنکه جهان زیر نگین داشت ۱۰
بیدل سراین رشته به تحقیق نپیوست
در سبحه و زنار جهانی دل و دین داشت ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۲۸ - زندگانیست که جز مرگ سرانجام نداشت
گوهر بعدی:غزل ۸۳۰ - چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.