خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از زیبایی‌های طبیعت و عشق سخن می‌گوید و در عین حال، حسرت گذشته و ناکامی‌های زندگی را نیز بیان می‌کند. شاعر از تجربیات خود در عشق و زندگی می‌گوید و از دست دادن فرصت‌ها و ناامیدی‌هایش را به تصویر می‌کشد.

متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی و حسرت نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۸۱۷ - تا ز حسن وگلستان تماشا رنگ داشت

تا ز حسن وگلستان تماشا رنگ داشت
حیرت از آیینه‌ام دستی به زیر سنگ داشت ۱

یاد آن عیشی‌که از نیرنگ جولان‌کسی
گرد من د‌ر پرده چون صبح بهاران‌رنگ داشت ۲

تا نفس بال فغان زد رنگ صحرا ریخت دل
عمرها این شمع خامش‌کلبه‌ام را تنگ داشت ۳

کامرانیها بالا شد ورنه از بیحاصلی
دست برهم سودهٔ من دامنی در چنگ د‌اشت ۴

آب می‌گشتیم‌کاش از عرض صافیهای دل
کان تنزه جلوه از آیینه‌داران ننگ داشت ۵

ترک تمکین جوهر ادراک ما بر باد داد
آتش ما اعتبار آبرو در سنگ داشت ۶

عشق هم دارد تلافیها‌که چون مینای می
هرقدر خون بود در دل چهرهٔ ما رنگ داشت ۷

تا کی از شرم تماشا بایدم‌گردید آب
ای خوش آن آیینه‌کز هستی نقاب زنگ داشت ۸

بسکه ما بیچارگان آفت نصیب افتاده‌ایم
رنگ ما بشکست اگر د‌ل با تپیدن جنگ داشت ۹

منفعل از دعوی نشو و نمای هستی‌ام
ساز من در خاک بیدل بیش ازین آهنگ داشت ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۶ - تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت
گوهر بعدی:غزل ۸۱۸ - دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.