خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و روحانی شاعر است که در آن، او از وابستگی روح و جان خود به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از عشق به عنوان نیرویی که او را به آسمان می‌برد و از غم و اندوه رها می‌کند، یاد می‌کند. او همچنین از حالت خلسه‌وار و روحانی خود در کشتی عشق سخن می‌گوید و از این که در میان زندگان قرار گرفته، احساس خوشبختی می‌کند. شاعر از علم و دانشی که به او عطا شده و از گشایش گنجینه‌های درونی خود سخن می‌گوید و در نهایت، از ساقی می‌خواهد که تاج بخش او باشد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۵۶۶ - تا با تو قرین شده‌‌‌‌ست جانم

تا با تو قَرین شُده‌‌‌‌ست جانم
هر جا که رَوَم به گُلْسِتانم ۱

تا صورتِ تو قَرینِ دل شُد
بر خاکْ نِیَم بر آسْمانم ۲

گَر سایه من دَرین جهان است
غم نیست که من در آن جهانم ۳

من عاریه‌‌‌‌اَم در آن که خوش نیست
چیزی که بدان خوشَم من آنم ۴

در کَشتیِ عشق خُفته‌‌‌‌اَم خوش
در حالَتِ خُفتگی رَوانم ۵

امروزْ جَمادها شِکُفته‌‌‌‌ست
امروزْ میانِ زندگانم ۶

چون عَلَّمَ بِالْقَلَم رَهَم داد
پس تَخته نانِبِشته خوانم ۷

چون کانِ عَقیق در گُشاده‌‌‌‌ست
چه غم که خَراب شُد دُکانم؟ ۸

زان رَطْلِ گِران دِلَم سَبُک شُد
گَر دل سَبُک است سَرگِرانم ۹

ای ساقیِ تاج بَخش پیش آ
تا بر سَر و دیده‌اَت نشانم ۱۰

جُز شمع و شِکَر مگوی چیزی
چیزی بِمَگو که من ندانم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۶۵ - ای دشمن روزه و نمازم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶۷ - امروز مرا چه شد؟ چه دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.