خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند آزادی، عشق، تسلیم در برابر اراده الهی، امید و ناامیدی، و تأمل در طبیعت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند دل گشاده، آزادی طبیعت، غواص آرزوها، خط رضای دوست، و خورشید سایهپرور استفاده کرده تا احساسات عمیق و پیچیده خود را بیان کند.
متن از لحاظ محتوایی پیچیده و دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۶۴۰ - دل راگشاد کار ز صد عقده برترست
دل راگشاد کار ز صد عقده برترست
آزادی طبیعت این مهره ششدرست ۱
غواص آرزوی گرفتاری توایم
ما را تأمل گره دام گوهرست ۲
سر برنمیکشیم ز خط رضای دوست
چون خامه سعی لغزش ما هم به مسطرست ۳
رنگ پریده ایست ز روی خزان ما
در بوتههای غنچه اگر خرد زرست ۴
گر آرزو به چشم تامل نظرکند
خط لبی که دیده فریب است ساغرست ۵
دریاکشیست مشرب بیهوشی حباب
از خویش رفتنت به دو عالم برابرست ۶
دارم نوید مقدم سیماب جلوهای
ناصح خموش! گوشم از آواز پاکرست ۷
تجدید رنگ و بو، نرود از بهار من
نخل حبابم و نفسم جمله نوبرست ۸
واماندگی، فسردهٔ یأسم نمیکند
تسلیم سایه پرتو خورشید را پرست ۹
بالا دویست آبلهٔ پا در این بساط
اینجا چو شمعگر قدمی هست بر سرست ۱۰
فردا به خلد هم اگر این ما و من بجاست
ما را همین جبین عرقناککوثرست ۱۱
یک روی گرم در همه عالم پدید نیست
خورشید هم به کشور ما سایهپرورست ۱۲
دشوار نیست قطع امید من آنقدر
مقراض یأسم و دم تیغم مکررست ۱۳
بیدل به قلزم اثر انتظار عشق
چشم تری که بی مژه گردید گوهرست ۱۴
آزادی طبیعت این مهره ششدرست ۱
غواص آرزوی گرفتاری توایم
ما را تأمل گره دام گوهرست ۲
سر برنمیکشیم ز خط رضای دوست
چون خامه سعی لغزش ما هم به مسطرست ۳
رنگ پریده ایست ز روی خزان ما
در بوتههای غنچه اگر خرد زرست ۴
گر آرزو به چشم تامل نظرکند
خط لبی که دیده فریب است ساغرست ۵
دریاکشیست مشرب بیهوشی حباب
از خویش رفتنت به دو عالم برابرست ۶
دارم نوید مقدم سیماب جلوهای
ناصح خموش! گوشم از آواز پاکرست ۷
تجدید رنگ و بو، نرود از بهار من
نخل حبابم و نفسم جمله نوبرست ۸
واماندگی، فسردهٔ یأسم نمیکند
تسلیم سایه پرتو خورشید را پرست ۹
بالا دویست آبلهٔ پا در این بساط
اینجا چو شمعگر قدمی هست بر سرست ۱۰
فردا به خلد هم اگر این ما و من بجاست
ما را همین جبین عرقناککوثرست ۱۱
یک روی گرم در همه عالم پدید نیست
خورشید هم به کشور ما سایهپرورست ۱۲
دشوار نیست قطع امید من آنقدر
مقراض یأسم و دم تیغم مکررست ۱۳
بیدل به قلزم اثر انتظار عشق
چشم تری که بی مژه گردید گوهرست ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۳۹ - اجابتی ندمید از دعایکس به دو دست
گوهر بعدی:غزل ۶۴۱ - سرکشیها به مرگ راهبرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.