خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عرفانی از زبان عاشقان بیان می‌شود که خود را در عشق غرق کرده‌اند و با وجود ناپیدا بودن، آثارشان همواره همراه معشوق است. آنها خود را بالاتر از هر چیزی می‌دانند و از معشوق می‌خواهند که به آنها بپیوندد. آنها در فقر مطلق و بی‌خبری از هر چیزی جز عشق هستند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۵۳۶ - میان ما درآ ما عاشقانیم

میانِ ما درآ ما عاشقانیم
که تا در باغِ عشقَت دَرکَشانیم ۱

مُقیمِ خانۀ ما شو چو سایه
که ما خورشید را هَمسایگانیم ۲

چو جانْ اَنْدَر جهان گَر ناپَدیدیم
چو عشقِ عاشقانْ گَر‌‌ بی‌نشانیم ۳

وَلیک آثارِ ما پیوستۀ توست
که ما چون جانْ نَهانیم و عِیانیم ۴

هر آن چیزی که تو گویی که آنید
به بالاتر نِگَر بالایِ آنیم ۵

تو آبی لیک گردابیّ و مَحبوس
درآ در ما که ما سیلِ رَوانیم ۶

چو ما در فَقرِ مُطْلَقْ پاک بازیم
به جُز تَصنیفِ نادانی ندانیم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۳۵ - بیا تا قدر همدیگر بدانیم
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳۷ - چرا شاید چو ما شه زادگانیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.