خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن درباره حکیم و درخت سرو است که به دلیل نداشتن ثمره و همیشه سبز بودن، نماد آزادگی دانسته شده است. همچنین، اشعاری درباره گذر زمان و توصیه به آزادگی و کرامت در شرایط مختلف زندگی آورده شده است.
متن دارای مفاهیم فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی و پیامهای اخلاقی آن بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است.
شماره ۱۰۷ - حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریده است
حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عز و جل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخواندهاند مگر سرو را که ثمرهای ندارد، در این چه حکمت است؟
گفت: هر درختی را ثمرهای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.
بر آنچه میگذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد ۱
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد ۲
گفت: هر درختی را ثمرهای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.
بر آنچه میگذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد ۱
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - قحبهٔ پیر از نابکاری چه کند که توبه نکند
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - دو کس مردند و حسرت بردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.