خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از تاریکی شب و ناتوانی خود در یافتن راه حل برای مشکلاتش سخن میگوید. او به دوستان الهی اشاره میکند که مانند روز روشن میدرخشند، اما از نبود داور و ناتوانی در یافتن کمک بالاتر از دستان خود شکایت دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین معنوی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۳ - آن را که گوش ارادت گران آفریدهاند، چون کند که بشنود
آن را که گوش ارادت گران آفریدهاند، چون کند که بشنود و آن را که کمند سعادت کشان میبرد، چه کند که نرود؟
شب تاریک دوستان خدای
میبتابد چو روز رخشنده ۱
وین سعادت به زور بازو نیست
تا نبخشد خدای بخشنده ۲
از تو به که نالم که دگر داور نیست
وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست ۳
آن را که تو رهبری کسی گم نکند
وآن را که تو گم کنی کسی رهبر نیست ۴
شب تاریک دوستان خدای
میبتابد چو روز رخشنده ۱
وین سعادت به زور بازو نیست
تا نبخشد خدای بخشنده ۲
از تو به که نالم که دگر داور نیست
وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست ۳
آن را که تو رهبری کسی گم نکند
وآن را که تو گم کنی کسی رهبر نیست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - نیکبختان به حکایت و امثال پیشینیان پند گیرند
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - گدای نیک انجام به از پادشای بد فرجام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.