متن داستانی را نقل میکند که در آن فرزند یک فرد ثروتمند و فرزند یک فرد فقیر درباره مقبرههای پدرانشان بحث میکنند. فرزند ثروتمند به تجملات مقبره پدرش افتخار میکند، در حالی که فرزند فقیر معتقد است پدرش به بهشت رسیده است زیرا زیر بار سنگین ثروت و تجملات نبوده است. در ادامه، متن با چند بیت شعر این مفهوم را تقویت میکند که سبکباری و آزادی از قید و بندهای دنیوی بهتر از ثروت و اسارت در دام ماتریالیسم است.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا مخاطب بتواند پیام اصلی را درک کند.
حکایت ۱۸ - توانگرزادهای را دیدم بر سر گور پدر نشسته
درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد، پدر من به بهشت رسیده بود.
خر که کمتر نهند بر وی بار
بیشک آسودهتر کند رفتار ۱
مرد درویش که بار ستم فاقه کشید
به در مرگ همانا که سبکبار آید ۲
وآن که در نعمت و آسایش و آسانی زیست
مردنش زین همه شک نیست که دشخوار آید ۳
به همه حال اسیری که ز بندی برهد
بهتر از حال امیری که گرفتار آید ۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.