خلاصه و ردهبندی سنی
12+
مردی قرآن را با صدای بلند و ناخوشایند میخواند. فردی با دل آگاه از او پرسید که چرا این کار را میکند و مرد پاسخ داد که برای خدا میخواند. فرد آگاه به او گفت که اگر قرآن را اینگونه بخواند، به جای خدمت، به اسلام آسیب میزند.
متن دارای پیام اخلاقی و عرفانی است که درک آن برای کودکان زیر 12 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، این داستان نیازمند سطحی از تفکر انتزاعی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
حکایت ۱۴ - ناخوشآوازی به بانگِ بلند قرآن همیخواند
ناخوشآوازی به بانگِ بلند قرآن همیخواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همیدهی؟ گفت: از بهرِ خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی
ببری رونقِ مسلمانی ۱
گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی
ببری رونقِ مسلمانی ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۳ - یکی در مسجدِ سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان را از او نفرت بودی
بعدی:باب پنجم در عشق و جوانی
نظرها و حاشیه ها
۱
سلام به زبان ساده و روان هم لطف میکنید بزارید معنی حکایت رو
فردی با صدای بد و بلند قرآن می خواند. دیگری که از آنجا می گذشت گفت: چقدر می گیری؟ پاسخ داد: هیچ. دوباره پرسید: پس چرا به خودت زحمت می دی. پاسخ داد: برای رضای خدا می خوانم. پس به او گفت: محض رضای خدا نخوان.
با این شکل (صدا و آواز بد) که تو قرآن می خوانی، افراد را از مسلمانی جدا می کنی.