خلاصه و ردهبندی سنی
14+
سعدی فردی نادان را میبیند که لباسهای گرانقیمت پوشیده و بر مرکبی تازی سوار است. وقتی از او پرسیده میشود که چگونه این پارچههای زیبا را بر چنین حیوان نادانی میپوشاند، پاسخ میدهد که این حیوان شبیه الاغ است و تنها تفاوتش در لباس و ظاهر است.
این متن دارای مفاهیم انتقادی و تمثیلی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناخت اجتماعی دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و استعارههای قدیمی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
حکایت ۲۵ - ابلهی را دیدم سَمین، خِلعتی ثَمین در بر و مَرْکَبی تازی در زیر
ابلهی را دیدم سَمین، خِلعتی ثَمین در بر و مَرْکَبی تازی در زیر و قَصَبی مصری بر سر.
کسی گفت: سعدی! چگونه همیبینی این دیبای مُعْلَمْ بر این حیوانِ لایَعْلَمْ؟
گفتم:
قَدْ شٰابَهَ بِالْوَرَیٰ حِمارٌ
عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ ۱
یک خلقتِ زیبا به از هزار خلعتِ دیبا.
به آدمی نتوان گفت مانَد این حیوان
مگر دُراعه و دستار و نقشِ بیرونش ۲
بگرد در همه اسبابِ مِلک و هستیِ او
که هیچ چیز نبینی حلال جز خونَش ۳
کسی گفت: سعدی! چگونه همیبینی این دیبای مُعْلَمْ بر این حیوانِ لایَعْلَمْ؟
گفتم:
قَدْ شٰابَهَ بِالْوَرَیٰ حِمارٌ
عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ ۱
یک خلقتِ زیبا به از هزار خلعتِ دیبا.
به آدمی نتوان گفت مانَد این حیوان
مگر دُراعه و دستار و نقشِ بیرونش ۲
بگرد در همه اسبابِ مِلک و هستیِ او
که هیچ چیز نبینی حلال جز خونَش ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۲۴ - دست و پابریدهای هزارپایی بکُشت. صاحبدلی بر او گذر کرد
گوهر بعدی:حکایت ۲۶ - دزدی گدایی را گفت: شرم نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.