خلاصه و ردهبندی سنی
12+
مسافری در بیابان گم میشود و پس از تلاشهای بیثمر و اتمام قوایش، میمیرد. گروهی پس از مرگ او، پولهایش را کنار جسدش میبینند و بر روی خاک نوشتهاند که در بیابان، شلغم پخته برای فرد فقیر از نقره خام ارزشمندتر است.
متن دارای مفاهیم تمثیلی و اخلاقی است که برای درک بهتر، به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است برای کودکان کمسنوسال، موضوع مرگ و تنهایی در بیابان نامفهوم یا ناراحتکننده باشد.
حکایت ۱۷ - هم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود
هم چنین در قاعِ بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوَّتش به آخر آمده و دِرَمی چند بر میان داشت، بسیاری بگردید و ره به جایی نبرد، پس به سختی هلاک شد. طایفهای برسیدند و درمها دیدند پیشِ رویش نهاده و بر خاک نبشته:
گر همه زَرِّ جعفرى دارد
مَردِ بىتوشه برنگیرد گام ۱
در بیابان فقیرِ سوخته را
شلغمِ پخته بِه که نقرهٔ خام ۲
گر همه زَرِّ جعفرى دارد
مَردِ بىتوشه برنگیرد گام ۱
در بیابان فقیرِ سوخته را
شلغمِ پخته بِه که نقرهٔ خام ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۶ - یکی از عرب در بیابانی از غایتِ تشنگی میگفت
گوهر بعدی:حکایت ۱۸ - هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.