خلاصه و ردهبندی سنی
12+
حاتم طایی، که به سخاوت معروف بود، در حالی که چهل شتر برای مهمانی بزرگان قربانی کرده بود، با مردی فقیر برخورد کرد که از پذیرفتن دعوت او خودداری کرد و گفت که کسی که از دسترنج خود میخورد، نیازی به کمک دیگران ندارد. حاتم از این رفتار، او را بزرگهمتتر از خود دانست.
محتوا دارای پیام اخلاقی و انسانی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و الهامبخش است. همچنین، زبان و ساختار داستان برای کودکان کوچکتر ممکن است پیچیده باشد.
حکایت ۱۳ - حاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگهمّتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای
حاتمِ طایی را گفتند: از تو بزرگهمّتتر در جهان دیدهای یا شنیدهای؟
گفت: بلی! روزی چهل شتر قربان کرده بودم اُمرایِ عرب را، پس به گوشهٔ صحرایی به حاجتی برون رفته بودم، خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش: به مهمانیِ حاتم چرا نَرَوی که خَلقی بر سِماطِ او گرد آمدهاند؟ گفت:
هرکه نان از عملِ خویش خورَد
منّتِ حاتمِ طایی نبَرَد ۱
من او را به همّت و جوانمردی از خود برتر دیدم.
گفت: بلی! روزی چهل شتر قربان کرده بودم اُمرایِ عرب را، پس به گوشهٔ صحرایی به حاجتی برون رفته بودم، خارکنی را دیدم پشته فراهم آورده. گفتمش: به مهمانیِ حاتم چرا نَرَوی که خَلقی بر سِماطِ او گرد آمدهاند؟ گفت:
هرکه نان از عملِ خویش خورَد
منّتِ حاتمِ طایی نبَرَد ۱
من او را به همّت و جوانمردی از خود برتر دیدم.
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۱۲ - خشکسالی در اسکندریّه عنانِ طاقتِ درویش از دست رفته بود
گوهر بعدی:حکایت ۱۴ - موسی، عَلَیْهِالسَّلامُ، درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.