خلاصه و ردهبندی سنی
15+
مردی مست در راه خوابیده بود. عابدی از کنارش گذشت و با نگاهی تحقیرآمیز به او نگریست. مرد مست بیدار شد و گفت: اگر من ناجوانمردم، تو مانند جوانمردان با من رفتار کن. سپس با بیان چند بیت، عارف را به بردباری و گذشت دعوت کرد و یادآوری کرد که همه سرانجام به خاک تبدیل میشوند.
محتوا شامل مفاهیم اخلاقی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
حکایت ۳۹ - یکی بر سرِ راهی مستْ خفته بود و زمامِ اختیار از دست رفته
یکی بر سرِ راهی مستْ خفته بود و زمامِ اختیار از دست رفته.
عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالتِ مستقبَح او نظر کرد.
جوان از خوابِ مستی سر بر آورد و گفت:
اِذاٰ مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً
اِذا رَأیْتَ اَثِیماً کُنْ سٰاتِراً وَ حَلیماً
یا مَنْ تُقَبِّحُ اَمْرِی لِمْ لا تَمَرُّ کَرِیماً ۱
متاب ای پارسا، روی از گنهکار
به بخشایندگی در وی نظر کن ۲
اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان گذر کن ۳
عابدی بر وی گذر کرد و در آن حالتِ مستقبَح او نظر کرد.
جوان از خوابِ مستی سر بر آورد و گفت:
اِذاٰ مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً
اِذا رَأیْتَ اَثِیماً کُنْ سٰاتِراً وَ حَلیماً
یا مَنْ تُقَبِّحُ اَمْرِی لِمْ لا تَمَرُّ کَرِیماً ۱
متاب ای پارسا، روی از گنهکار
به بخشایندگی در وی نظر کن ۲
اگر من ناجوانمردم به کردار
تو بر من چون جوانمردان گذر کن ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۳۸ - فقیهی پدر را گفت: هیچ از این سخنانِ رنگینِ دلاویزِ متکلّمان در من اثر نمیکند
گوهر بعدی:حکایت ۴۰ - طایفهٔ رندان به خلافِ درویشی به در آمدند و سخنان ناسزا گفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.