خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن شامل دو حکایت است. در اولی، عالمی درباره نان وقف میگوید اگر نان برای جمعیت و صفا باشد حلال است، ولی اگر جمعیت برای نان باشد حرام است. در دومی، درویشی گرسنه در جمعی حاضر میشود و با شعری درباره گرسنگی خود، سفرهای میگیرد و سپس با شعری دیگر از صبر خود در برابر غذای بهتر میگوید.
محتوا شامل مفاهیم اخلاقی و ادبی است که برای درک کامل آنها، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد. همچنین، استفاده از شعر و ظرافتهای زبانی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
حکایت ۳۵ - یکی را از علمایِ راسخ پرسیدند: چه گویی در نانِ وقف
یکی را از علمایِ راسخ پرسیدند: چه گویی در نانِ وقف؟
گفت: اگر نان از بهرِ جمعیّتِ خاطر میستاند، حلال است و اگر جمع از بهرِ نان مینشیند، حرام.
نان از برایِ کنجِ عبادت گرفتهاند
صاحبدلان، نه کنجِ عبادت برای نان ۱
گفت: اگر نان از بهرِ جمعیّتِ خاطر میستاند، حلال است و اگر جمع از بهرِ نان مینشیند، حرام.
نان از برایِ کنجِ عبادت گرفتهاند
صاحبدلان، نه کنجِ عبادت برای نان ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۳۴ - مطابقِ این سخن، پادشاهی را مُهِمّی پیش آمد
گوهر بعدی:حکایت ۳۶ - درویشی به مَقامی در آمد که صاحبِ آن بُقعه کریمالنَّفس بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.