خلاصه و ردهبندی سنی
12+
متن درباره فردی است که به دلیل باد در شکم، کنترل خود را از دست داده و بیاختیار عمل کرده است. او از دوستانش میخواهد که او را ببخشند و توضیح میدهد که این عمل خارج از اختیار او بوده است. سپس با استفاده از اشعاری، به طنز به موضوع باد در شکم و ناتوانی در کنترل آن اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم طنزآمیز و اخلاقی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین استفاده از زبان ادبی و اشعار قدیمی ممکن است برای کودکان کمسنوسال دشوار باشد.
حکایت ۳۰ - یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت
یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقتِ ضبطِ آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت ای دوستان! مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بَزَهی بر من ننوشتند و راحتی به وجودِ من رسید. شما هم به کَرَم معذور دارید.
شکم زندانِ باد است ای خردمند
ندارد هیچ عاقل باد در بند ۱
چو باد اندر شکم پیچد فرو هل
که باد اندر شکم بار است بر دل ۲
حریفِ تُرُشرویِ ناسازگار،
چو خواهد شدن، دست پیشش مدار ۳
شکم زندانِ باد است ای خردمند
ندارد هیچ عاقل باد در بند ۱
چو باد اندر شکم پیچد فرو هل
که باد اندر شکم بار است بر دل ۲
حریفِ تُرُشرویِ ناسازگار،
چو خواهد شدن، دست پیشش مدار ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۲۹ - ابوهُرَیْرَه، رَضِیَ اللهُ عَنْهُ، هر روز به خدمتِ مصطفی، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ، آمدی
گوهر بعدی:حکایت ۳۱ - از صحبتِ یارانِ دِمَشْقم مَلالتی پدید آمده بود
نظرها و حاشیه ها
۱
قشنگ بود