هوش مصنوعی: در محفلی یکی از بزرگان را با اوصاف زیبا می‌ستودند و در توصیفش مبالغه می‌کردند. او سر برداشت و گفت: من آنم که خود می‌دانم. طاووس را به نقش و نگار زیبایش تحسین می‌کنند، اما او از پای زشت خود شرمسار است.
رده سنی: 15+ این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کم‌سال دشوار است. همچنین، استفاده از تمثیل و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 15 سالگی به بعد در افراد شکل می‌گیرد.

حکایت ۸ - یکی را از بزرگان به محفلی‌اندر همی‌ستودند

یکی را از بزرگان به محفلی‌اندر همی‌ستودند و در اوصافِ جمیلش مبالغه می‌کردند.

سر بر آورد و گفت: من آنم که من دانم.

کَفَیْتَ اَذَیً یا مَنْ یَعُدُّ مَحاسِنی
عَلانِیَتی هَذٰاٰ وَلَمْ تَدْرِ ما بَطَنْ ۱

شخصم به چشمِ عالمیان خوب‌منظر است
وز خُبْثِ باطنم سرِ خجلت فتاده پیش ۲

طاووس را به نقش و نگاری که هست، خلق
تحسین کنند و او خجل از پای زشتِ خویش ۳
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۷۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:حکایت ۷ - یاد دارم که در ایام طُفولیّت مُتَعَبِّد بودمی و شب‌خیز
گوهر بعدی:حکایت ۹ - یکی از صُلَحایِ لبنان که مَقاماتِ او در دیارِ عرب مذکور بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.