خلاصه و ردهبندی سنی
14+
در این متن، دو برادر با دو شیوهٔ متفاوت زندگی روبرو هستند: یکی با خدمت به سلطان و دیگری با کار سخت. برادر ثروتمند به برادر فقیر پیشنهاد میدهد که خدمت کند تا از سختی کار رها شود، اما برادر فقیر پاسخ میدهد که کار کردن و مستقل بودن بهتر از خدمت کردن و تحمل ذلت است. متن با اشاره به سخنان خردمندان تأکید میکند که خوردن نان حاصل از تلاش خود بهتر از وابستگی به دیگران است.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان ادبی و اشاره به مضامین فلسفی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
حکایت ۳۶ - دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زورِ بازو نان خوردی
دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زورِ بازو نان خوردی.
باری، این توانگر گفت درویش را که: چرا خدمت نکنی تا از مشقّتِ کار کردن برهی؟
گفت: تو چرا کار نکنی تا از مَذَلَّتِ خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفتهاند: نانِ خود خوردن و نشستن به که کمرشمشیرِ زرّین به خدمت بستن.
به دست آهک تفته کردن خمیر
به از دست بر سینه پیشِ امیر ۱
عمرِ گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صَیْف و چه پوشم شِتا ۲
ای شکم خیره، به تایی بساز
تا نکنی پشت به خدمت دو تا ۳
باری، این توانگر گفت درویش را که: چرا خدمت نکنی تا از مشقّتِ کار کردن برهی؟
گفت: تو چرا کار نکنی تا از مَذَلَّتِ خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفتهاند: نانِ خود خوردن و نشستن به که کمرشمشیرِ زرّین به خدمت بستن.
به دست آهک تفته کردن خمیر
به از دست بر سینه پیشِ امیر ۱
عمرِ گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صَیْف و چه پوشم شِتا ۲
ای شکم خیره، به تایی بساز
تا نکنی پشت به خدمت دو تا ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت ۳۵ - با طایفهٔ بزرگان به کشتیدر، نشسته بودم
گوهر بعدی:حکایت ۳۷ - کسی مژده پیش انوشیروانِ عادل آورد
نظرها و حاشیه ها
۱
معنی گوهر ها رو بنویسید