خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ رنج‌ها، آرزوهای برآورده‌نشده، حسرت‌ها و تنهایی است. شاعر از بندهای زندگی، ناکامی‌ها و بی‌زبانی خود می‌گوید و به دنبال رهایی و درک معنای عمیق‌تر زندگی است.

محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و پرداختن به موضوعاتی مانند مرگ و ناکامی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

غزل ۵۷۲ - الفت دل عمرها شد دست وپایم بسته است

الفت دل عمرها شد دست وپایم بسته است
قطرهٔ خونی ز سرتا پا حنایم بسته است ۱

آرزو نگذشت حیف از قلزم نیرنگ حرص
ورنه عمری‌شد پلش دست دعایم بسته است ۲

همچو صحرا با همه عریانی وآزادگی
نقد چندین‌گنج درگنج ردایم بسته است ۳

رفته‌ام‌زین‌انجمن چون‌شمع‌و داغ‌دل بجاست
حسرت دیدار چشمی بر قفایم بسته است ۴

عبرتم محمل‌کش صد آبله واماندگی
هرکه رفتاری ندارد پا به پایم بسته است ۵

زیر‌گردون برکدامین آرزو نازدکسی
تنگی این خانه درها بر هوایم بسته است ۶

کاش ابرامی درین محمل به فریادم رسد
بی‌زبانیها در رزق گدایم بسته است ۷

کو عرق تا تکمه‌ای چند ازگریبان واکنم
خجلت عریان تنی بند قبایم بسته است ۸

الرحیل زندگی دیگرکه برگوشم زند
موی پیری پنبه بر ساز درایم بسته است ۹

معنی موج‌گهر از حیرتم فهمیدنی‌ست
رفته‌ام از خویش‌ ویادت دل به جایم بسته است ۱۰

مصرع فکربلند بیدلم‌اما چه سود
بی‌دماغیهای فرصت نارسایم بسته است ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۱ - گلدستهٔ نزاکت حسنت که بسته است
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳ - پیر عقل از ما به درد نان مقدم رفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.