خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعات عشق، رنج، حقیقتجویی، و ناامیدی میپردازد. شاعر از درد عشق، بیاعتمادی به ظواهر، و جستوجوی حقیقت در میان خاکسترهای زندگی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ناآگاهی انسان از خوب و بد جهان و اهمیت خودشناسی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخنگریهای شاعر نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۶۸ - هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
هرکجا وحشتی از آتشم افروخته است
برق در اول پرواز نفس سوخته است ۱
چه خیال است دل از داغ تسلیگردد
اخگری چشم به خاکستر خود دوخته است ۲
لاف را آینهپرداز محبت مکنید
به نفس هیچکس این شعله نیفروخته است ۳
نتوان محرم تحقیق شد از علم و عمل
و ضعها ساخته و ما و من آموخته است ۴
پاس اسرار محبت به هوس ناید راست
شمع بر قشقه و زنار چها سوخته است ۵
ای نفس مایه دکانداری غلفت تا چند
آسمان جنس سلامت به تو نفروخته است ۶
از قماش بد و نیک دو جهان بیخبریم
چون حیا پیرهن ما نظر دوخته است ۷
ذرهایی نیست که خورشید نمایی نکند
گرد راهت چقدر آینه اندوخته است ۸
گر نه بیدل سبق از مکتب مجنون دارد
اینقدر چاک گریبان زکه آموخته است ۹
برق در اول پرواز نفس سوخته است ۱
چه خیال است دل از داغ تسلیگردد
اخگری چشم به خاکستر خود دوخته است ۲
لاف را آینهپرداز محبت مکنید
به نفس هیچکس این شعله نیفروخته است ۳
نتوان محرم تحقیق شد از علم و عمل
و ضعها ساخته و ما و من آموخته است ۴
پاس اسرار محبت به هوس ناید راست
شمع بر قشقه و زنار چها سوخته است ۵
ای نفس مایه دکانداری غلفت تا چند
آسمان جنس سلامت به تو نفروخته است ۶
از قماش بد و نیک دو جهان بیخبریم
چون حیا پیرهن ما نظر دوخته است ۷
ذرهایی نیست که خورشید نمایی نکند
گرد راهت چقدر آینه اندوخته است ۸
گر نه بیدل سبق از مکتب مجنون دارد
اینقدر چاک گریبان زکه آموخته است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۷ - نه عشق سوخته و نه هوسگداخته است
گوهر بعدی:غزل ۵۶۹ - آتش وحشتم آنجاکه برافروخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.