خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که مضامینی مانند کینه، رنج، عشق، فقر، و تحیر را در قالب تصاویر شاعرانه و استعاری بیان میکند. شاعر از دلهای سنگین، تخم شرر، افتادگی، و غنچههای نهفته در ناخنها سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فنا، غفلت، و روشنایی مهتاب اشاره میکند. در نهایت، شعر به ناامیدی، فقر، و جدایی از معشوق میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج، فقر، و ناامیدی ممکن است برای خوانندگان جوان سنگین باشد.
غزل ۵۴۲ - کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
کینه را در دامن دلهای سنگین مسکن است
هرکجا تخم شرر دیدیم سنگش خرمن است ۱
خاکساران، قاصد افتادگیهای همند
جاده را طومار نقش پا به منزل بردن است ۲
با دل جمع از خراش سینه غافل نیستیم
غنچهساندر هر سرانگشتمنهانصدناخن است ۳
بگذر از اسباب اگر آگاهی از ذوق فنا
چون شود منزل نمایانگرد راه افشاندن است ۴
غفلت تحقیق بر ما تار و پود و هم بافت
ورنه در مهتاب احوالکتانها روشن است ۵
بیلب او چون خیال غیر در دلهای صاف
شیشهها را موج صهبا خار در پیراهن است ۶
آتشی در جیب دل دزدیده امکز سوز آن
مو بر اعضایم چو گلخن دود چشم روزن است ۷
هیچ سودایی بتر از زحمت افلاس نیست
دستقدرتچونتهیشد با گریباندشمن است ۸
از وداع غنچه آغوش گل انشا کردهایم
بیگریبانی تماشاگاه چندین دامن است ۹
بیدل از چشم تحیرپیشگان نم خواستن
دامن آیینه بر امید آب افشردن است ۱۰
هرکجا تخم شرر دیدیم سنگش خرمن است ۱
خاکساران، قاصد افتادگیهای همند
جاده را طومار نقش پا به منزل بردن است ۲
با دل جمع از خراش سینه غافل نیستیم
غنچهساندر هر سرانگشتمنهانصدناخن است ۳
بگذر از اسباب اگر آگاهی از ذوق فنا
چون شود منزل نمایانگرد راه افشاندن است ۴
غفلت تحقیق بر ما تار و پود و هم بافت
ورنه در مهتاب احوالکتانها روشن است ۵
بیلب او چون خیال غیر در دلهای صاف
شیشهها را موج صهبا خار در پیراهن است ۶
آتشی در جیب دل دزدیده امکز سوز آن
مو بر اعضایم چو گلخن دود چشم روزن است ۷
هیچ سودایی بتر از زحمت افلاس نیست
دستقدرتچونتهیشد با گریباندشمن است ۸
از وداع غنچه آغوش گل انشا کردهایم
بیگریبانی تماشاگاه چندین دامن است ۹
بیدل از چشم تحیرپیشگان نم خواستن
دامن آیینه بر امید آب افشردن است ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۱ - چون حباب آیینهٔ مااز خموشی روشناست
گوهر بعدی:غزل ۵۴۳ - دری از اسباب ما و من به حق پیوستن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.