خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که به مفاهیم عمیقی مانند عرفان، خودشناسی، انتقاد از ریا و تظاهر، وحدت وجود، و گذر از دنیای مادی میپردازد. شاعر از نمادهایی مانند می، صوفی، زاهد، و طبیعت برای بیان مفاهیم انتزاعی استفاده کرده است. در نهایت، پیام اصلی شعر دعوت به گذر از خودنمایی و رسیدن به حقیقت درونی است.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین استفاده از نمادهای پیچیده و زبان ادبی سنگین، فهم آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند.
غزل ۵۰۲ - دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است
دل از غبار نفس زخم خفته در نمک است
ز موج پیرهن این محیط پرخسک است ۱
بهار رنگ جهان جلوهٔ خزان دارد
بقم درین چمن حادثات اسپرک است ۲
ز اهل صومعه اکراه نیست مستان را
کهترشروییزاهدبه بزممی نمک است ۳
زعرض شیشه تهی نیست نسخهٔ تحقیق
توآنچهکردهای از خویش انتخابشک است ۴
به عالم بشری غیر خودنمایی نیست
کسیکه بگذرد از وهمخویشتنملک است ۵
قد خمیدهکند، تنپرست را هموار
مدار راسترویهای فیل برکجک است ۶
فزودهایم به وحدت ز شوخچشمیها
دمیکهمحو شد اینصفر هرچههستیک است ۷
نظر به گرد ره انتظار دوختهایم
به چشم دام سیاهی صید، مردمک است ۸
خطی بهصفحهٔدل بیخراششوقتو نیست
ز رویبحر بهجز موجهرچههستحک است ۹
میام به ساغر دل نقل یاس میگردد
چو زخم، قطرهٔآبیکه میخورمگزک است ۱۰
دوییکجاست، ز نیرنگ احولی بگذر
که یک نگاه میان دوچشم مشترک است ۱۱
به اوج آگهیات نردبان نمیباید
نگاه تا مژه برداشتهست بر فلک است ۱۲
اگر ز سوختگانی، سواد فقرگزین
که شام چهرهٔ زرین شمع را محک است ۱۳
دگرمپرس ز سامان بزم ما بیدل
ز شور اشکخود اینجاکبابرا نمک است ۱۴
ز موج پیرهن این محیط پرخسک است ۱
بهار رنگ جهان جلوهٔ خزان دارد
بقم درین چمن حادثات اسپرک است ۲
ز اهل صومعه اکراه نیست مستان را
کهترشروییزاهدبه بزممی نمک است ۳
زعرض شیشه تهی نیست نسخهٔ تحقیق
توآنچهکردهای از خویش انتخابشک است ۴
به عالم بشری غیر خودنمایی نیست
کسیکه بگذرد از وهمخویشتنملک است ۵
قد خمیدهکند، تنپرست را هموار
مدار راسترویهای فیل برکجک است ۶
فزودهایم به وحدت ز شوخچشمیها
دمیکهمحو شد اینصفر هرچههستیک است ۷
نظر به گرد ره انتظار دوختهایم
به چشم دام سیاهی صید، مردمک است ۸
خطی بهصفحهٔدل بیخراششوقتو نیست
ز رویبحر بهجز موجهرچههستحک است ۹
میام به ساغر دل نقل یاس میگردد
چو زخم، قطرهٔآبیکه میخورمگزک است ۱۰
دوییکجاست، ز نیرنگ احولی بگذر
که یک نگاه میان دوچشم مشترک است ۱۱
به اوج آگهیات نردبان نمیباید
نگاه تا مژه برداشتهست بر فلک است ۱۲
اگر ز سوختگانی، سواد فقرگزین
که شام چهرهٔ زرین شمع را محک است ۱۳
دگرمپرس ز سامان بزم ما بیدل
ز شور اشکخود اینجاکبابرا نمک است ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۱ - نفس بوالهوسان بر دل روشن تیغ است
گوهر بعدی:غزل ۵۰۳ - حذر ز راه محبتکه پر خطرناک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.