خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به مفاهیمی مانند عذرخواهی، حسد، غیرت، مرگ، امیدواری و رابطهی انسان با جهان اطراف میپردازد. شاعر از احساسات درونی، رنجها و امیدهایش سخن میگوید و به تأثیر افکار منفی مانند حسد اشاره میکند. همچنین، او بر اهمیت غیرت و پایداری در زندگی تأکید دارد و به رابطهی انسان با سرنوشت و طبیعت میپردازد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ، حسد و رنج نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارند.
غزل ۴۹۹ - سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
در قافلهٔ اشک همین آبله پیش است ۱
جهدی که ز فکر حسد خلق برآیی
خاری که به پایی نخلد مرهم ریش است ۲
تا مرگ فسردن نکشد طینت مردان
آتشهمه دمسوختهٔ غیرتخویش است ۳
جاییکه ز خط تو نمو سبز نگردد
فردوس اگر تل شود انبار حشیش است ۴
از برگ طراوت نگهی آب ندادیم
سرسبزی این باغ به شاخ بز و میش است ۵
از سنگ شرر گم نشد از خاک غبارش
ازیأس بپرسیدکه راحت بهچهکیش است ۶
بستهست قضا ربط علابق بهگسستن
هشدارکه بیگانگیی با همه خویش است ۷
دکان عبدم مایهٔ تغییر ندارد
ماییم و متاعی که نه کم بود و نه بیش است ۸
بیدل به ادب باش که در پیکر انسان
گر رگ کند اظهارپری تشنهٔ نیش است ۹
در قافلهٔ اشک همین آبله پیش است ۱
جهدی که ز فکر حسد خلق برآیی
خاری که به پایی نخلد مرهم ریش است ۲
تا مرگ فسردن نکشد طینت مردان
آتشهمه دمسوختهٔ غیرتخویش است ۳
جاییکه ز خط تو نمو سبز نگردد
فردوس اگر تل شود انبار حشیش است ۴
از برگ طراوت نگهی آب ندادیم
سرسبزی این باغ به شاخ بز و میش است ۵
از سنگ شرر گم نشد از خاک غبارش
ازیأس بپرسیدکه راحت بهچهکیش است ۶
بستهست قضا ربط علابق بهگسستن
هشدارکه بیگانگیی با همه خویش است ۷
دکان عبدم مایهٔ تغییر ندارد
ماییم و متاعی که نه کم بود و نه بیش است ۸
بیدل به ادب باش که در پیکر انسان
گر رگ کند اظهارپری تشنهٔ نیش است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۸ - همت زگیر و دار جهان رم کمین خوش است
گوهر بعدی:غزل ۵۰۰ - خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.