خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند ناپایداری لذات دنیوی، رنجهای زندگی، عشق و انتظار، و ضعف انسان در برابر تقدیر میپردازد. شاعر از بیثباتی زندگی، ناامیدیها، و تلاشهای بیثمر سخن میگوید و به مفاهیمی مانند وفا، حیا، و ضعف انسان در برابر طبیعت اشاره میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنجهای وجودی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۴۷۵ - به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
به خوان لذت دنیاگزند بسیار است
ترنجبینی اگر هست بر سر خار است ۱
به باد رفتهٔ ذوق فضولییم همه
سر هوا طلبیها حباب دستار است ۲
عنان وحشت مجنون ماکه میگیرد
ز فرق تا به قدمگردباد چیندار است ۳
به پاس راحت دل اینقدر زمینگیریم
خیال آبله ضبط عنان رفتار است ۴
به محفلیکه دل احیای معرفت دارد
لب خموش چراغ مزار اظهار است ۵
غم تحیرحسن قبول باید خورد
نه هرکه آینه پرداخت باب دیدار است ۶
به وادییکه مرا داغ انتظار تو سوخت
به چشم نقش قدم خاک نیز بیدار است ۷
نگاه اگر به خیال توگردن افرازد
مژه بلندی انگشتهای زنهار است ۸
وفا ستمکش ناموس ناتواناییست
به پای هرکه خورد سنگ بر سرم باراست ۹
کشیده سعی هوس رنج دشت ودرورنه
رهیکه پای تو نسپرده است هموار است ۱۰
حیاکنید به پیری زوانمود طرب
سحر چوآینهگیرد نفس شب تار است ۱۱
چه ممکن است ز افتادگیگذشتن ما
که خوابناک ضعیفیم و سایه دیوار است ۱۲
به اینگرانی دل بیدل از من مأیوس
صدا اگر همه گردد بلندکهسار است ۱۳
ترنجبینی اگر هست بر سر خار است ۱
به باد رفتهٔ ذوق فضولییم همه
سر هوا طلبیها حباب دستار است ۲
عنان وحشت مجنون ماکه میگیرد
ز فرق تا به قدمگردباد چیندار است ۳
به پاس راحت دل اینقدر زمینگیریم
خیال آبله ضبط عنان رفتار است ۴
به محفلیکه دل احیای معرفت دارد
لب خموش چراغ مزار اظهار است ۵
غم تحیرحسن قبول باید خورد
نه هرکه آینه پرداخت باب دیدار است ۶
به وادییکه مرا داغ انتظار تو سوخت
به چشم نقش قدم خاک نیز بیدار است ۷
نگاه اگر به خیال توگردن افرازد
مژه بلندی انگشتهای زنهار است ۸
وفا ستمکش ناموس ناتواناییست
به پای هرکه خورد سنگ بر سرم باراست ۹
کشیده سعی هوس رنج دشت ودرورنه
رهیکه پای تو نسپرده است هموار است ۱۰
حیاکنید به پیری زوانمود طرب
سحر چوآینهگیرد نفس شب تار است ۱۱
چه ممکن است ز افتادگیگذشتن ما
که خوابناک ضعیفیم و سایه دیوار است ۱۲
به اینگرانی دل بیدل از من مأیوس
صدا اگر همه گردد بلندکهسار است ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۴ - وحشت مدعا جنون ثمر است
گوهر بعدی:غزل ۴۷۶ - اشک یک لحظه به مژگان بار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.