خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به مفاهیمی مانند ناپایداری دنیا، بی‌تأثیری برخی اعمال، ارزش آزادی و فقر معنوی، و اهمیت خودشناسی و بی‌خودی می‌پردازد. شاعر از استعاره‌های مختلفی مانند دود و آتش، چرخ و آسیاب، و آیینه برای بیان این مفاهیم استفاده کرده است.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۴۱ - نسبت اشراف با دونان خطاست

نسبت اشراف با دونان خطاست
سر اگرگردید نتوان‌گفت پاست ۱

آه بی‌تاثیرما راکم مگیر
هرکجا دودی است آتش در قفاست ۲

بی‌جفای چرخ دل را قدر نیست
روسفیدیهای تخم از آسیاست ۳

تیره‌بختی خال روی عاجزیست
بر زمین‌ گر سایه باشد خوش ‌اداست ۴

پیش ما آزادگان دشت فقر
دامگاه مکر نقش بوریاست ۵

عاجزی هم بال شهرت می‌کشد
بو شکست ساغر گل را صداست ۶

بهر عبرت سرمه‌ای درکار نیست
یک قلم اجزای عالم توتیاست ۷

بیخودی دل را عمارت‌گر بس است
خانهٔ آیینه از حیرت بپاست ۸

گر ز خود رستی نه ‌صید است ‌و نه دام
چون شرر از سنگ بر در زد هواست ۹

بی‌تمیزی از مذلت فارغ است
تا ز حاجت نیستی آگه غناست ۱۰

پیرگشتی از فنا غافل مباش
صورت قد دو تا ترکیب لاست ۱۱

های و هوی محفل فغفور چند
موی چینی طاق نسیان صداست ۱۲

بیدل از آیینه عبرت ‌گیر و بس
تا نفس باقی بود دل بی‌صفاست ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۰ - ما و من شور گرفتاریهاست
گوهر بعدی:غزل ۴۴۲ - نشئهٔ هستی به دور جام پیری نارساست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.