خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر به موضوعاتی مانند تنهایی، عشق، حقیقت، رنج و جستجوی معنویت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند سایه، خاک، آینه، وهم و ظن استفاده کرده تا احساسات عمیق انسانی و دغدغههای وجودی را بیان کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند قیامت، حیات، و کربلا دارد که بر جنبههای معنوی و فلسفی متن تأکید میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «کربلا» و «قیامت» ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۴۳۰ - سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
خاک ره بیکسیست کز سر ما برنخاست ۱
دل به هوا بستهایم، از هوس ما مپرس
با همه ببگانه است آنکه به ما آشناست ۲
داغ معاش خودیم، غفلت فاش خودیم
غیر تراش خودیم، آینه از ما جداست ۳
آن سوی این انجمن نیست مگر وهم و ظن
چشم نپوشیدهای عالم دیگر کجاست ۴
دعوی طاقت مکن تا نکشی ننگ عجز
آبلهٔ پای شمع در خور ناز عصاست ۵
گر نهای از اهل صدق دامن پاکان مگیر
آینه و روی زشت، کافر و روز جزاست ۶
صبح قیامت دمید پردهٔ امکان درید
آینهٔ ما هنوز شبنم باغ حیاست ۷
در پی حرص و هوس سوخت جهانی نفس
لیک نپرسید کس خانهٔ عبرت کجاست ۸
بسکه تلاش جنون جام طلب زد به خون
آبلهٔ پا کنون کاسهٔ دست گداست ۹
هستیکلفت قفس نیست صفابخشکس
در سر راه نفس آینه بخت آزماست ۱۰
قافلهٔ حیرت است موجگهر تا محیط
ای امل آوارگان صورت رفتن کجاست ۱۱
معبد حسن قبول آینهزار است و بس
عرض اجابت مبر، بینفسیها دعاست ۱۲
کیست درین انجمن محرم عشق غیور
ما همه بیغیرتیم آینه درکربلاست ۱۳
بیدل اگر محرمی رنج تک و دو مبر
در عرق سعی حرص خفت آب و بقاست ۱۴
خاک ره بیکسیست کز سر ما برنخاست ۱
دل به هوا بستهایم، از هوس ما مپرس
با همه ببگانه است آنکه به ما آشناست ۲
داغ معاش خودیم، غفلت فاش خودیم
غیر تراش خودیم، آینه از ما جداست ۳
آن سوی این انجمن نیست مگر وهم و ظن
چشم نپوشیدهای عالم دیگر کجاست ۴
دعوی طاقت مکن تا نکشی ننگ عجز
آبلهٔ پای شمع در خور ناز عصاست ۵
گر نهای از اهل صدق دامن پاکان مگیر
آینه و روی زشت، کافر و روز جزاست ۶
صبح قیامت دمید پردهٔ امکان درید
آینهٔ ما هنوز شبنم باغ حیاست ۷
در پی حرص و هوس سوخت جهانی نفس
لیک نپرسید کس خانهٔ عبرت کجاست ۸
بسکه تلاش جنون جام طلب زد به خون
آبلهٔ پا کنون کاسهٔ دست گداست ۹
هستیکلفت قفس نیست صفابخشکس
در سر راه نفس آینه بخت آزماست ۱۰
قافلهٔ حیرت است موجگهر تا محیط
ای امل آوارگان صورت رفتن کجاست ۱۱
معبد حسن قبول آینهزار است و بس
عرض اجابت مبر، بینفسیها دعاست ۱۲
کیست درین انجمن محرم عشق غیور
ما همه بیغیرتیم آینه درکربلاست ۱۳
بیدل اگر محرمی رنج تک و دو مبر
در عرق سعی حرص خفت آب و بقاست ۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۲۹ - زندگی سد ره جولان ماست
گوهر بعدی:غزل ۴۳۱ - شوخیانداز جرأتها ضعیفان را بلاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.