خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، بیانگر درد و رنج انسان در جستجوی آزادی و معناست. شاعر از سوختن نفس، نرسیدن به آرزوها و تباهی سرمایههای وجودی در راه هوسها میگوید. تصاویری مانند آینهٔ دل داغخورده، آغوش قفس و پرواز مگس، نماد محدودیتها و ناکامیهای انسان هستند.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیازمند درک و تجربهٔ زندگی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میشود. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهٔ شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۹۷ - آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت
فریاد که روشن نشد این آتش و خس سوخت ۱
واداشت ز آزادیام الفتکدهٔ جسم
پرواز من از گرمی آغوش قفس سوخت ۲
آهنگ رحیل از دو جهان دود برآورد
این قافله را شعلهٔ آواز جرس سوخت ۳
سرمایه در اندیشهٔ اسباب تلف شد
آه از نفسی چند که در شغل هوس سوخت ۴
از پستی همت نرسیدیم به عنقا
پرواز بلندی به ته بال مگس سوخت ۵
گر خواب عدم بر دو جهان شام گمارد
دل نیست چراغی که توان بر سر کس سوخت ۶
پا آبله کردیم دگر برگ طلب کو
بیدل عرق سعی در این پرده نفس سوخت ۷
فریاد که روشن نشد این آتش و خس سوخت ۱
واداشت ز آزادیام الفتکدهٔ جسم
پرواز من از گرمی آغوش قفس سوخت ۲
آهنگ رحیل از دو جهان دود برآورد
این قافله را شعلهٔ آواز جرس سوخت ۳
سرمایه در اندیشهٔ اسباب تلف شد
آه از نفسی چند که در شغل هوس سوخت ۴
از پستی همت نرسیدیم به عنقا
پرواز بلندی به ته بال مگس سوخت ۵
گر خواب عدم بر دو جهان شام گمارد
دل نیست چراغی که توان بر سر کس سوخت ۶
پا آبله کردیم دگر برگ طلب کو
بیدل عرق سعی در این پرده نفس سوخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۶ - عشق از خاکمنآن روزکه وحشت میبیخت
گوهر بعدی:غزل ۳۹۸ - بسکه برق یأس بنیاد من ناکام سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.