خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل اصفهانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای پیچیده، به توصیف شب و ارتباط آن با عشق و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از موی ژولیدهٔ شب، دود دل، و زلف معشوق بهعنوان نمادهایی برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند جدایی، آشتی، و بختِ نکوهیده اشاره دارد.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه با استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و بختِ نکوهیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
غزل ۳۸۱ - بود داغ من مردم دیدهٔ شب
بود داغ من مردم دیدهٔ شب
ز دود دلم موی ژولیدهٔ شب ۱
ز هر حلقهٔ طرهٔ اوست روشن
به روی سحرحیرت دیدهٔ شب ۲
دل از طره رمکرد و شد صید رویش
به صبح آشتیکرد رنجیدهٔ شب ۳
سیهبختی او ز مه غازه دارد
بنازم به بخت نکوهیدهٔ شب ۴
فروغ سحرکابروی جهان است
بودگردی از دامن چیدهٔ شب ۵
ز بیدل مپرسید مضمون زلفش
چه خواند کسی خط پیچیدهٔ شب ۶
ز دود دلم موی ژولیدهٔ شب ۱
ز هر حلقهٔ طرهٔ اوست روشن
به روی سحرحیرت دیدهٔ شب ۲
دل از طره رمکرد و شد صید رویش
به صبح آشتیکرد رنجیدهٔ شب ۳
سیهبختی او ز مه غازه دارد
بنازم به بخت نکوهیدهٔ شب ۴
فروغ سحرکابروی جهان است
بودگردی از دامن چیدهٔ شب ۵
ز بیدل مپرسید مضمون زلفش
چه خواند کسی خط پیچیدهٔ شب ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۰ - هرکه راکردند راحت محرم احسان شب
گوهر بعدی:غزل ۳۸۲ - طرب در این باغ میخرامد ز ساز فرصت پیام بر لب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.