خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بهارستان اقبال، با زبانی شاعرانه و عاشقانه، از بهار و زیباییهای آن سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای هنرمندانه، از انتظار برای آفتاب، امواج دریا، و وصل معشوق میسراید. او از دلگذشتگی، حرمان، و اشتیاق به دیدار یار میگوید و در نهایت، از نیاز به وصل و استغنا سخن میراند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۲۴ - ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا
ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا
فصل سیر دلگذشت اکنون بهچشم مابیا ۱
میکشد خمیازهٔ صبح، انتظار آفتاب
در خمار آباد مخموران قدحپیما بیا ۲
بحر هرسو رو نهد امواجگرد راه اوست
هردو عالم در رکابت میدود تنها بیا ۳
خلوت اندیشه حیرتخانهٔ دیدار تست
ایکلید دل در امید ما بگشا بیا ۴
عرضتخصیص ازفضولیهای آدابوفاست
چون نگه در دیده یا چون روح دراعضا بیا ۵
بیش ازاین نتوان حریف داغ حرمان زیستن
یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا ۶
فرصت هستی ندارد دستگاه انتظار
مفت امروزیم پس ای وعدة فردا بیا ۷
رنگو بوجمع است در هرجا چمن دارد بهار
ما همه پیش توایم ای جمله ما با ما بیا ۸
وصل مشتاقان زاسباب دگر مستغنی است
احتیاج این استکای سامان استغنا بیا ۹
کو مقامی کز شکوه معنیات لبریز نیست
غفلت است اینهاکه بیدلگویدت اینجا بیا ۱۰
فصل سیر دلگذشت اکنون بهچشم مابیا ۱
میکشد خمیازهٔ صبح، انتظار آفتاب
در خمار آباد مخموران قدحپیما بیا ۲
بحر هرسو رو نهد امواجگرد راه اوست
هردو عالم در رکابت میدود تنها بیا ۳
خلوت اندیشه حیرتخانهٔ دیدار تست
ایکلید دل در امید ما بگشا بیا ۴
عرضتخصیص ازفضولیهای آدابوفاست
چون نگه در دیده یا چون روح دراعضا بیا ۵
بیش ازاین نتوان حریف داغ حرمان زیستن
یا مرا از خود ببر آنجا که هستی یا بیا ۶
فرصت هستی ندارد دستگاه انتظار
مفت امروزیم پس ای وعدة فردا بیا ۷
رنگو بوجمع است در هرجا چمن دارد بهار
ما همه پیش توایم ای جمله ما با ما بیا ۸
وصل مشتاقان زاسباب دگر مستغنی است
احتیاج این استکای سامان استغنا بیا ۹
کو مقامی کز شکوه معنیات لبریز نیست
غفلت است اینهاکه بیدلگویدت اینجا بیا ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - به داغ غربتم واسوخت آخر خودنماییها
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - چه فسردگی بلدتوشدکه به محفل من وما بیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.