خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عرفانی و عاشقانه از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، تسلیم، حیرت، و گذر عمر می‌پردازد. شاعر با بیان ظریف احساسات و تأملات درونی، مفاهیمی مانند ناپایداری زندگی، اسرار عشق، و اهمیت تسلیم در برابر تقدیر را بررسی می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۸۰ - ای ز شوخیهای حسنت محوییچ وتابها

ای ز شوخیهای حسنت محوییچ وتابها
حیرت اندر آینه چون موج درگردابها ۱

بی‌خراش‌زخم‌عشق اسراردل معلوم‌نیست
خواندن این لفظ موقوف است بر اعرابها ۲

صاحب تسلیم را هرکس تواضع شکند
گرکنی یک سجد‌ه پیدا می‌شود محرابها ۳

فکرصیدعشرت‌ازقد دوتا جهل است‌جهل
موج چون ماهی نیقتد در خم قلابها ۴

رنجش‌روشن ضمیران‌لمعهٔ تیغ‌است‌وبس
موج می‌گردد نمودار از شکست آبها ۵

دانهٔ دل راشکست ازآسیای چرخ نیست
سوده کی گردد گهر ازکردش گردابها ۶

کردغفلت‌جوش‌زدچندانکه‌واکردیم‌چشم
همچو مخمل بود در بیداری ما خوابها ۷

مدعا بر باد رفت ازآمد و رفت نفس
نغمه‌گم شد در غبار وحشت مضرابها ۸

می‌دهد زخم‌دل از بیدادشمشیرت نشان
می‌توان فهمید مضمون‌کتب از بابها ۹

گاه آهم می‌رباید گاه اشکم‌!می‌برد
نقد من یک مشت خاک واین همه سیلابها ۱۰

آنقدر بر یأس پیچیدم که امیدی نماند
پای تا سر یک‌گره شد رشته‌ام از تابها ۱۱

کاروان عمر بیدل از نفس درد سراغ
جنبش موج است‌گرد رفتن سیلابها ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۹ - ای به زلفت جوهر آیینهٔ دل تابها
گوهر بعدی:غزل ۲۸۱ - ز چشم بی‌نگه بودم خراب‌آباد غارتها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.