این شعر از بیدل دهلوی، شاعر پارسیگوی، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، جستجوی حقیقت، و مبارزه با ناملایمات زندگی میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که از نام و ننگ بگذرد، از رنگهای ظاهری فراتر رود، و به حقیقت درون دست یابد. او از تضادهای زندگی سخن میگوید و بر اهمیت رهایی از اندوه و تعلقات تأکید میکند.
متن از نظر زبانی و محتوایی پیچیده است و درک عمیق آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی و فلسفی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای فراوان، فهم شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند.
غزل ۲۶۴ - از نام اگر نگذری از ننگ برون آ
ای نکهتگل اندکی از رنگ برون آ ۱
عالم همه از بال پری آینه دارد
گو شیشه نمودارشو و سنگ برون آ ۲
زین عرصة اضداد مکش ننگ فسردن
گیرمهمهتنصلح شوی جنگ برونآ ۳
تا شهرت واماندگیات هرزه نباشد
یکآبلهوار از قدم لنگ برون آ ۴
آب رخ گلزار وفا وقفگدازیست÷
خونی به جگرجمعکن ورنگ برون آ ۵
تا شیشه نهای سنگ نشستهست به راهت
از خویشتهی شوز دل تنگ برون آ ۶
بک لعزش پا جادة توفیق طلبکن
از زحمت چندین ره و فرسنگ برون آ ۷
وحشتکدة ما و منتگرد خرامی است
زین پرده چهگویم به چه آهنگ برون آ ۸
افسردگیی نیست به اوهام تعلق
هرچند شررنیستی ازسنگ برون آ ۹
در نالهٔ خامش نفسان مصلحتی هست
ای صافی مطلب نفسی زنگ برون آ ۱۰
زندانی اندوه تعلق نتوان بود
بیدل دلت از هرچه شود تنگ برون آ ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.