خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از بیدل دهلوی به موضوعاتی مانند گذر زمان، ناتوانی انسان در برابر تقدیر، حیرت و ناتمامی زندگی میپردازد. شاعر از آینه به عنوان نمادی از ذهن و روح انسان استفاده میکند که تحت تأثیر پیری، حرص، هوس، و ناتوانیها قرار گرفته است. او از تلاشهای بیثمر، حیرت و سردرگمی در زندگی سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که درک رازهای وجودی دشوار است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی سنگین، آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد.
غزل ۲۵۱ - به پیری الفت حرص و هوس شد آینهٔ ما
به پیری الفت حرص و هوس شد آینهٔ ما
بهار رفتکه این خار و خس شد آینهٔ ما ۱
به حکم عجز نکردیم اقتباس تعین
همین مقابل مور و مگس شد آینهٔ ما ۲
به باد سعی جنون رفت رنگ جوهرتسکین
چنینکه تاختکه نعل فرس شد آینهٔ ما؟ ۳
فغانکه بوی حضوری نبردکوشش فطرت
چوصبح طعمهٔ زنگ نفس شد آینهٔ ما ۴
بهکام دل مژه نگشود سرگرانی حیرت
ز ناتمامی صیقل قفس شد آینهٔ ما ۵
گذشت محمل نازکه از سواد تحیر؟
کهعمرهاست شکست جرس شد آینهٔ ما ۶
به فهم رازتوبیدل چه ممکن اسث رسیدن
همین بس استکه تمثالرس شد آینهٔ ما ۷
بهار رفتکه این خار و خس شد آینهٔ ما ۱
به حکم عجز نکردیم اقتباس تعین
همین مقابل مور و مگس شد آینهٔ ما ۲
به باد سعی جنون رفت رنگ جوهرتسکین
چنینکه تاختکه نعل فرس شد آینهٔ ما؟ ۳
فغانکه بوی حضوری نبردکوشش فطرت
چوصبح طعمهٔ زنگ نفس شد آینهٔ ما ۴
بهکام دل مژه نگشود سرگرانی حیرت
ز ناتمامی صیقل قفس شد آینهٔ ما ۵
گذشت محمل نازکه از سواد تحیر؟
کهعمرهاست شکست جرس شد آینهٔ ما ۶
به فهم رازتوبیدل چه ممکن اسث رسیدن
همین بس استکه تمثالرس شد آینهٔ ما ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - از ما پیام وصل تهیکرد جای ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.