این شعر از بیدل دهلوی، با استفاده از تصاویر پیچیده و استعارههای عمیق، به بیان دردها، رنجها و تفکرات شاعر درباره زندگی، عشق، و هستی میپردازد. شاعر خود را نقاش نالهها و توفانهای درونی توصیف میکند که با آینهای از خیال، تصاویر زندگی را منعکس میسازد. او از رنجهای عشق، بیهودگی انتظار، و سنگینی بار زندگی سخن میگوید و در نهایت به شکست و ناپایداری دنیا اشاره میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به کار رفته نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارند.
غزل ۲۲۷ - طرح قیامتی ز جگر میکشیم ما
نقاش نالهایم و اثر میکشیم ما ۱
توفان نفس نهنگ محیط تحیریم
آفاق راچوآینه در میکشیم ما ۲
ظالمکند به صحبت ما دل زکین تهی
از جیب سنگ نقد ش؟ر میکشیم ما ۳
زین عرض جوهریکه درآیینه دیدهایم
خط بر جریدههای؟ر میکشیم ما ۴
تا حسن عافیت شود آیینهدار ما
از داغ دل چوشعله سپرمیکشیم ما ۵
در وصل همکنار خیالیم چاره نیست
آیینهایم و عکس به بر میکشیم ما ۶
اینجا جواب نامهٔ عاشق تغافل است
بیهوده انتظار خبر میکشیم ما ۷
آیینه نقشبند طلسم خیال نیست
تصویرخود به لوح دگرمیکشیم ما ۸
وحشت متاع قافلهٔ گرد فرصتیم
محمل به دوش عمرشررمیکشیم ما ۹
تا سجده بردهایم خم پیکر نیاز
زین بار زندگیکه به سر میکشیم ما ۱۰
ایناست اگرتصرف عرض شکست رنگ
آیینهٔ خیال به زر میکشیم ما ۱۱
خاک بنای ما به هواگرد میکند
بیدل هنوزمنتپرمیکشیم ما ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.