خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر بزرگ پارسیگوی، سرشار از مضامین عرفانی، فلسفی و اجتماعی است. شاعر در این شعر از ناپایداری دنیا، فقر، ناامیدی، تلاش برای رسیدن به معنا و حقیقت، و انتقاد از جامعه و زمانه سخن میگوید. او از تشبیهات و استعارات زیبایی مانند 'طوف خاککوی'، 'جامهٔ احرام'، 'روغنگل بخت' و 'آفتابکشور ایام' استفاده کرده است تا احساسات عمیق خود را بیان کند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از زبان و استعارات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱۵ - با سحر ربطی ندارد شام ما
با سحر ربطی ندارد شام ما
فارغ است از صاف، درد جام ما ۱
دل به طوف خاککویی بستهایم
تکمه دارد جامهٔ احرام ما ۲
گربه امشب حسرت رویکه داشت
روغنگل بخت از بادام ما ۳
از امل دل را مسخرکردهایم
پخته میجوشد خیال خام ما ۴
در حق انصاف ابنای زمان
داد تحسین میدهد دشنام ما ۵
بر حریفان از خموشی غالبیم
گر نباشد بحث ما الزام ما ۶
زین چمنتصویرصبحیگل نکرد
بینفستر از هوای بام ما ۷
درخور رزق مقدر زندهایم
ریشهٔ این دانه دارد دام ما ۸
فقرما را شهرة آفاقکرد
کوس زد در بینگینی نام ما ۹
برنمیآید ز تشویشکسوف
آفتابکشور ایام ما ۱۰
نور معنی از تضع باختیم
خانه تاریک است ازگلجام ما ۱۱
غیر رم درکاروان برق نیست
یک خط است آغاز تا انجام ما ۱۲
نامه بر بال تحیر بستهایم
برکه خواند بیکسی پیغام ما ۱۳
تا فلک باز است درهای قبول
آه از بیصبری ابرام ما ۱۴
هر طرف چون اشک بیدل میدویم
تا کجا بیلغزش افتدگام ما ۱۵
فارغ است از صاف، درد جام ما ۱
دل به طوف خاککویی بستهایم
تکمه دارد جامهٔ احرام ما ۲
گربه امشب حسرت رویکه داشت
روغنگل بخت از بادام ما ۳
از امل دل را مسخرکردهایم
پخته میجوشد خیال خام ما ۴
در حق انصاف ابنای زمان
داد تحسین میدهد دشنام ما ۵
بر حریفان از خموشی غالبیم
گر نباشد بحث ما الزام ما ۶
زین چمنتصویرصبحیگل نکرد
بینفستر از هوای بام ما ۷
درخور رزق مقدر زندهایم
ریشهٔ این دانه دارد دام ما ۸
فقرما را شهرة آفاقکرد
کوس زد در بینگینی نام ما ۹
برنمیآید ز تشویشکسوف
آفتابکشور ایام ما ۱۰
نور معنی از تضع باختیم
خانه تاریک است ازگلجام ما ۱۱
غیر رم درکاروان برق نیست
یک خط است آغاز تا انجام ما ۱۲
نامه بر بال تحیر بستهایم
برکه خواند بیکسی پیغام ما ۱۳
تا فلک باز است درهای قبول
آه از بیصبری ابرام ما ۱۴
هر طرف چون اشک بیدل میدویم
تا کجا بیلغزش افتدگام ما ۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - نشود جاه و حشم شهرت خام دل ما
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.