خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و درد عمیق شاعر سخن میگوید و از احساسات ناامیدی، عشق و رنجهای روحی پردهبرداری میکند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک، ابروی ناز، و موج نسیم، حالات درونی خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند آزادی، عرفان و حیرت در برابر جمال معشوق دارد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج روحی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
غزل ۱۸۶ - بحرمیپیچد بهموج از اشک غمپرورد ما
بحرمیپیچد بهموج از اشک غمپرورد ما
چرخ میگردد دوتا در فکر بار درد ما ۱
گر به میدان ریاضتکهربا دعویکند
کاهگیرد در دهن از شرم رنگ زرد ما ۲
دور نبود گرکمان صید دلها زهکند
هم ادای ابروی نازیست بیت فرد ما ۳
میدهد بوی گریبان سحر موج نسیم
میتوان دانست حال دل ز آه سرد ما ۴
همچو نی در هر نفست دایم نقد نالهای
ای هوس غافل مباش ازگنج باد آورد ما ۵
ما سبکروحان ز قید ششدر تن فارغیم
مهرة آزاد دل دارد بساط نرد ما ۶
گر دهد صدبارگردون خاک عالم را بهباد
بشکندآشفتگی رنگی به رویگرد ما ۷
دوش با تیغ تبسم رفتی از بزم و هنوز
شور بیرون میدهد زخم نمکپرورد ما ۸
در سواد حیرت از یاد جمالت بیخودیم
روز وشب خواب سحر دارد دل شبگرد ما ۹
نیست بیدل جزنوای قلقل مینای من
هیچکس درمحفل خونیندلان همدرد ما ۱۰
چرخ میگردد دوتا در فکر بار درد ما ۱
گر به میدان ریاضتکهربا دعویکند
کاهگیرد در دهن از شرم رنگ زرد ما ۲
دور نبود گرکمان صید دلها زهکند
هم ادای ابروی نازیست بیت فرد ما ۳
میدهد بوی گریبان سحر موج نسیم
میتوان دانست حال دل ز آه سرد ما ۴
همچو نی در هر نفست دایم نقد نالهای
ای هوس غافل مباش ازگنج باد آورد ما ۵
ما سبکروحان ز قید ششدر تن فارغیم
مهرة آزاد دل دارد بساط نرد ما ۶
گر دهد صدبارگردون خاک عالم را بهباد
بشکندآشفتگی رنگی به رویگرد ما ۷
دوش با تیغ تبسم رفتی از بزم و هنوز
شور بیرون میدهد زخم نمکپرورد ما ۸
در سواد حیرت از یاد جمالت بیخودیم
روز وشب خواب سحر دارد دل شبگرد ما ۹
نیست بیدل جزنوای قلقل مینای من
هیچکس درمحفل خونیندلان همدرد ما ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - آن پریگویند شب خندید بر فریاد ما
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - حیرت حسنی است در طبع نگه پرورد ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.