خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و ناامیدیهای خود میگوید. او احساس میکند که در تخم اشک و ناامیدی سرشته شده و در حیرت و بیقراری به سر میبرد. از فرصتهای از دست رفته و داغهای ناکامی مینالد و خود را در چنگال تقدیر و فلک ناسازگار میبیند. او از عشق و شوقی میگوید که او را بیتاب کرده و از آه بیاثر خود سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۱۶ - چو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرا
چو تخم اشک بهکلفت سرشتهاند مرا
به ناامیدی جاوید گشتهاند مرا ۱
به فرصت نگه آخر است تحصیلم
برات رنگم و برگل نوشتهاند مرا ۲
طلسم حیرتم ویک نفس قرارم نیست
به آب آینهٔ دل سرشتهاند مرا ۳
کجا رومکه شوم ایمن زلب غماز
به عالم آدمیان هم فرشتهاند مرا ۴
چگونه تخم شرارم به ریشه دل بندد
همان به عالم پروازکشتهاند مرا ۵
فلک شکارکمندیست سرنگونی من
ندانم از خم زلفکه هشتهاند مرا ۶
تپیدن نفسم، تارکسوت شوقم
که در هوای تو بیتاب رشتهاند مرا ۷
ز آه بیاثرم داغ خامکاری خویش
به آتشیکه ندارم برشتهاند مرا ۸
چوچشم بسته معمای راحتم بیدل
به لغزش نی مژگان نوشتهاند مرا ۹
به ناامیدی جاوید گشتهاند مرا ۱
به فرصت نگه آخر است تحصیلم
برات رنگم و برگل نوشتهاند مرا ۲
طلسم حیرتم ویک نفس قرارم نیست
به آب آینهٔ دل سرشتهاند مرا ۳
کجا رومکه شوم ایمن زلب غماز
به عالم آدمیان هم فرشتهاند مرا ۴
چگونه تخم شرارم به ریشه دل بندد
همان به عالم پروازکشتهاند مرا ۵
فلک شکارکمندیست سرنگونی من
ندانم از خم زلفکه هشتهاند مرا ۶
تپیدن نفسم، تارکسوت شوقم
که در هوای تو بیتاب رشتهاند مرا ۷
ز آه بیاثرم داغ خامکاری خویش
به آتشیکه ندارم برشتهاند مرا ۸
چوچشم بسته معمای راحتم بیدل
به لغزش نی مژگان نوشتهاند مرا ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۵ - عبرتیکوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷ - کافرمگر مخمل و سنجاب میباید مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.