خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، با زبانی عرفانی و فلسفی، به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، فنا، و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، درد عشق، و تلاش برای رهایی از قفس وجود سخن میگوید و با تصاویر شاعرانه، مفاهیم عمیق عرفانی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۸۷ - هستی بهتپش رفت واثرنیست نفس را
هستی بهتپش رفت واثرنیست نفس را
فریادکزین قافله بردند جرس را ۱
دل مایل تحقیق نگردید وگرنه
ازکسب یقین عشق توانکرد هوس را ۲
هر دل نبرد چاشنی داغ محبت
این آتش بیرنگ نسوزد همهکس را ۳
رفع هوس زندگیام باد فناکرد
اندیشهٔ خاک آب زد این آتش خس را ۴
آزادی ما سخت پرافشان هوا بود
دل عقده شد وآبله پاگرد نفس را ۵
تا رمزگرفتاری ما فاش نگردد
چون صبح به پرواز نهفتیم قفس را ۶
بیدل نشوی بیخبر از سیرگریبان
اینجاستکه عنقا ته بال است مگس را ۷
فریادکزین قافله بردند جرس را ۱
دل مایل تحقیق نگردید وگرنه
ازکسب یقین عشق توانکرد هوس را ۲
هر دل نبرد چاشنی داغ محبت
این آتش بیرنگ نسوزد همهکس را ۳
رفع هوس زندگیام باد فناکرد
اندیشهٔ خاک آب زد این آتش خس را ۴
آزادی ما سخت پرافشان هوا بود
دل عقده شد وآبله پاگرد نفس را ۵
تا رمزگرفتاری ما فاش نگردد
چون صبح به پرواز نهفتیم قفس را ۶
بیدل نشوی بیخبر از سیرگریبان
اینجاستکه عنقا ته بال است مگس را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶ - هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - کی جزا میرسد از اهل حیا سرکش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.