خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیدل دهلوی، شاعر فارسیزبان، بیانگر حالات عرفانی و فلسفی است. شاعر از خواب شعور، نشئه، طبیعت و مفاهیمی مانند گذرا بودن زندگی و رنگهای دنیا سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گل خودرو، لاله، طاووس و زاغ، به بیان مفاهیم عمیق میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. درک این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم انتزاعی دارد.
غزل ۸ - روزیکه زد به خواب شعورم ایاغ پا
روزیکه زد به خواب شعورم ایاغ پا
من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا ۱
رنگ حنا ز طبع چمن موج میزند
شسهست گویی آن گل خودرو به باغ پا ۲
سیر بهار رنگ ندارد گل ثبات
لغزد مگر چو لاله کسی را به داغ پا ۳
آنجا که نقش پای تو مقصود جستجوست
سر جای مو کشد به هوای سراغ پا ۴
جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ
طاووس سوده است به منقار زاغ پا ۵
با طبع سرکش اینهمه رنج وفا مبر
روز سوار، شب کند اسب چراغ پا ۶
یک گام اگر ز وهم تعلّق گذشتهای
بیدل دراز کن به بساط فراغ پا ۷
من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا ۱
رنگ حنا ز طبع چمن موج میزند
شسهست گویی آن گل خودرو به باغ پا ۲
سیر بهار رنگ ندارد گل ثبات
لغزد مگر چو لاله کسی را به داغ پا ۳
آنجا که نقش پای تو مقصود جستجوست
سر جای مو کشد به هوای سراغ پا ۴
جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ
طاووس سوده است به منقار زاغ پا ۵
با طبع سرکش اینهمه رنج وفا مبر
روز سوار، شب کند اسب چراغ پا ۶
یک گام اگر ز وهم تعلّق گذشتهای
بیدل دراز کن به بساط فراغ پا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷ - خطّ جبین ماست همآغوش نقش پا
گوهر بعدی:غزل ۹ - آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.