خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ناامیدی و تنهایی خود میگوید، گویی دلش را پیشکش کرده اما کسی قدر آن را ندانسته. او احساس میکند که داراییاش به یغما رفته و در درونش خانهای برای آرامش ندارد. همچنین اشاره میکند که در مسلمانی، تنها نیست اما در عین حال احساس تنهایی میکند.
متن دارای مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم انتزاعی دارد.
دلی برکف نهادم ، دلبری نیست
دلی برکف نهادم ، دلبری نیست
متاعی داشتم ، غارتگری نیست ۱
درون سینهٔ من منزلی گیر
مسلمانی ز من تنها تری نیست ۲
متاعی داشتم ، غارتگری نیست ۱
درون سینهٔ من منزلی گیر
مسلمانی ز من تنها تری نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بصدق فطرت رندانه من
گوهر بعدی:چو رومی در حرم دادم اذان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.