خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه با دعا و سجده، وجود خود را وقف معشوق کرده است. او از تلاشهای بیوقفهاش برای نزدیکی به معشوق و تحمل رنجها و زخمها در این راه میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که وجودش با خواستن معشوق، دگرگون شده و به سوی او شتافته است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۰۶ - هر شب و هر سحر تو را، من به دعا بخواستم
هر شب و هر سَحَر تو را، من به دُعا بِخواستم
تا به چه شیوهها تو را، من زِ خدا بِخواستم ۱
تا شَوی از سُجودِ من، مونِس این وجودِ من
خود بِشُد این وجودِ من، چون که تو را بِخواستم ۲
در پِی آفتابِ تو سایه بُدَم، ضیاطَلَب
پاکْ چو سایه خوردیام، چون که ضیا بِخواستم ۳
آهنیام، زِ عشقِ تو خواسته نورِ آیِنِه
آتش و زَخْم میخورم، چون که صَفا بِخواستم ۴
سویِ تو چون شِتافتم، جایِ قَدَم نیافتم
پاکْ زِ جا بِبُردیام، چون زِ تو جا بِخواستم ۵
تا به چه شیوهها تو را، من زِ خدا بِخواستم ۱
تا شَوی از سُجودِ من، مونِس این وجودِ من
خود بِشُد این وجودِ من، چون که تو را بِخواستم ۲
در پِی آفتابِ تو سایه بُدَم، ضیاطَلَب
پاکْ چو سایه خوردیام، چون که ضیا بِخواستم ۳
آهنیام، زِ عشقِ تو خواسته نورِ آیِنِه
آتش و زَخْم میخورم، چون که صَفا بِخواستم ۴
سویِ تو چون شِتافتم، جایِ قَدَم نیافتم
پاکْ زِ جا بِبُردیام، چون زِ تو جا بِخواستم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۵ - میل هواش میکنم، طال بقاش میزنم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۷ - دوش چه خوردهیی بگو، ای بت همچو شکرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.