خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن بالا بیانگر احساساتی عمیق و نگاهی فلسفی به زندگی است که در آن شاعر از نبود آرزوها، تماشا، و معنا در زندگی سخن می‌گوید. او به بی‌زبانی شوق، بیگانگی روزگار، و سکوت عشق اشاره می‌کند و در نهایت، از نقش عشق در ایجاد هیجان و غوغا در زندگی می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت

لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
نرگس طناز او چشم تماشائی نداشت ۱

خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبود
زندگانی کاروانی بود و کالائی نداشت ۲

روزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئی
باده در میناش بود و باده پیمائی نداشت ۳

برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوق
هیچکس در وادی ایمن تقاضائی نداشت ۴

عشق از فریاد ما هنگامه ها تعمیر کرد
ورنه این بزم خموشان هیچ غوغائی نداشت ۵
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۵ ۴۸۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:باز این عالم دیرینه جوان می بایست
گوهر بعدی:هنگامه را که بست درین دیر دیر پای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.