شاعر در این متن از عشق به عنوان تنها حقیقت قابل قبول یاد میکند و از قید و بندهای شریعت و دانش رسمی فاصله میگیرد. او سادهدلی را بر نکتهبینی دقیق ترجیح میدهد و به دنبال رفیق است نه راه. همچنین، از فلسفه و کلام رسمی رویگردان است و به جای آن، به تحقیق شخصی و درونی روی میآورد. در نهایت، او از پرستش خدای بیتوفیق (بیثمر) دوری میجوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از شریعت و سنتهای رسمی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
جز اینکه منکر عشق است کافر و زندیق ۱
مقام آدم خاکی نهاد دریا بند
مسافران حرم را خدا دهد توفیق ۲
من از طریق نپرسم ، رفیق می جویم
که گفته اند نخستین رفیق و باز طریق ۳
کند تلافی ذوق آنچنان حکیم فرنگ
فروغ باده فزون تر کند بجام عقیق ۴
هزار بار نکو تر متاع بی بصری
ز دانشی که دل او را نمی کند تصدیق ۵
به پیچ و تاب خرد گرچه لذت دگر است
یقین ساده دلان به ز نکته های دقیق ۶
کلام و فلسفه از لوح دل فروشستم
ضمیر خویش گشادم به نشتر تحقیق ۷
ز آستانهٔ سلطان کناره می گیرم
نه کافرم که پرستم خدای بی توفیق ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.