خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی معنوی، و درویشی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که علم و دانش بدون عشق و اشتیاق بی‌معناست و انسان تنها با عشق و درد معنوی می‌تواند به حقیقت برسد. همچنین، اشاره‌ای به تغافل و بی‌توجهی به ظواهر دنیوی دارد و بر اهمیت تلاش و کوشش در راه حق تأکید می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی و نمادین نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.

مشاهده کامل

علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست

علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست
واماندهٔ راهی هست آوارهٔ راهی نیست ۱

آدم که ضمیر او نقش دو جهان ریزد
با لذت آهی هست بی لذت آهی نیست ۲

هر چند که عشق او آوارهٔ راهی کرد
داغی که جگر سوزد در سینهٔ ماهی نیست ۳

من چشم نه بردارم از روی نگارینش
آن مست تغافل را توفیق نگاهی نیست ۴

اقبال قبا پوشد در کار جهان کوشد
دریاب که درویشی با دلق و کلاهی نیست ۵
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۵ ۵۲۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را
گوهر بعدی:چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.