خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این شعر از وضعیت نابسامان شرق و غرب جهان سخن میگوید. شاعر از بیحرکتی و بیحوصلگی در شرق و همچنین از تباهی و بیهدفی در غرب انتقاد میکند. او از بتخانهها و حرمهای خاموش، شرابخواری پیر مغان، و فکر فرنگی که به مجاز سجده میآورد، یاد میکند. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که باده بیاورد و او را با یک نگاه محرمانه خراب کند.
محتوا شامل مفاهیم انتقادی عمیق، اشارات عرفانی و فلسفی، و همچنین اشاره به شراب و مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال ممکن است نامناسب باشد.
خاور که آسمان بکمند خیال اوست
خاور که آسمان بکمند خیال اوست
از خویشتن گسسته و بی سوز آرزوست ۱
در تیره خاک او تب و تاب حیات نیست
جولان موج را نگران از کنار جوست ۲
بتخانه و حرم همه افسرده آتشی
پیر مغان شراب هوا خورده در سبوست ۳
فکر فرنگ پیش مجاز آورد سجود
بینای کور و مست تماشای رنگ و بوست ۴
گردنده تر ز چرخ و رباینده تر ز مرگ
از دست او به دامن ما چاک بی رفوست ۵
خاکی نهاد و خو ز سپهر کهن گرفت
عیار و بی مدار و کلان کار و تو بتوست ۶
مشرق خراب و مغرب از آن بیشتر خراب
عالم تمام مرده و بی ذوق جستجوست ۷
ساقی بیار باده و بزم شبانه ساز ۸
ما را خراب یک نگه محرمانه ساز ۹
از خویشتن گسسته و بی سوز آرزوست ۱
در تیره خاک او تب و تاب حیات نیست
جولان موج را نگران از کنار جوست ۲
بتخانه و حرم همه افسرده آتشی
پیر مغان شراب هوا خورده در سبوست ۳
فکر فرنگ پیش مجاز آورد سجود
بینای کور و مست تماشای رنگ و بوست ۴
گردنده تر ز چرخ و رباینده تر ز مرگ
از دست او به دامن ما چاک بی رفوست ۵
خاکی نهاد و خو ز سپهر کهن گرفت
عیار و بی مدار و کلان کار و تو بتوست ۶
مشرق خراب و مغرب از آن بیشتر خراب
عالم تمام مرده و بی ذوق جستجوست ۷
ساقی بیار باده و بزم شبانه ساز ۸
ما را خراب یک نگه محرمانه ساز ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:انجم بگریبان ریخت این دیدهٔ تر ما را
گوهر بعدی:فرصت کشمکش مده این دل بی قرار را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.