خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج انسانها سخن میگوید و از بیقراری و تبوتاب دل خود مینالد. او به اشکهایی که از چشمان میچکد اشاره میکند و از غم و اندوه روزگار شکایت دارد. متن پر از احساسات عمیق و نگاه شاعرانه به رنجهای انسانی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات غمانگیز و فلسفی موجود در متن برای مخاطبان با تجربهی زندگی بیشتر مناسبتر است.
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری
تب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری ۱
چه خبر ترا ز اشکی که فرو چکد ز چشمی
تو ببرگ گل ز شبنم در شاهوار داری ۲
چه بگویمت ز جانی که نفس نفس شمارد
دم مستعار داری غم روزگار داری ۳
تب و تاب ما شناسی دل بی قرار داری ۱
چه خبر ترا ز اشکی که فرو چکد ز چشمی
تو ببرگ گل ز شبنم در شاهوار داری ۲
چه بگویمت ز جانی که نفس نفس شمارد
دم مستعار داری غم روزگار داری ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:درین میخانه ای ساقی ندارم محرمی دیگر
گوهر بعدی:اگر نظاره از خود رفتگی آرد حجاب اولی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.