خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این غزل از عشق و نیاز خود به معشوق می‌گوید. او با وجود خاکی بودن، دلش پر از عشق و نواست و به امید دیدار معشوق، چشم به راه است. شاعر از ناله‌های خاموش خود در آرزوی زخمه‌های معشوق می‌گوید و از خدا می‌خواهد که دلش را با شعله‌های نوا گرم کند. او فطرت خود را سرشار از نیاز می‌داند و از خدا می‌خواهد که او را بسوزاند و بسازد. شاعر در پایان تأکید می‌کند که راز خود را به کسی نگفته و غزلش را چنان سروده که رازش آشکار شده است.

این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد.

مشاهده کامل

من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم

من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم
به نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم ۱

بهوای زخمه تو همه نالهٔ خموشم
تو باین گمان که شاید ز نوا فتاده سازم ۲

به ضمیرم آنچنان کن که ز شعلهٔ نوائی
دل خاکیان فروزم دل نوریان گدازم ۳

تب و تاب فطرت ما ز نیازمندی ما
تو خدای بی نیازی نرسی بسوز و سازم ۴

به کسی عیان نکردم ز کسی نهان نکردم
غزل آنچنان سرودم که برون فتاد رازم ۵
وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) قالب: غزل/قصیده/قطعه تعداد ابیات: ۵ ۵۰۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی
گوهر بعدی:بصدای درمندی بنوای دلپذیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.