خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از ستم و نابرابری اجتماعی می‌گوید، جایی که زحمتکشان به سختی کار می‌کنند اما ثمرهٔ کارشان به ثروتمندان می‌رسد. شاعر از رنج‌های خود و دیگران می‌نویسد و خواهان تغییر و عدالت است. همچنین، تمایل به شادی و نوگرایی در بخشی از شعر دیده می‌شود.

مفاهیم عمیق اجتماعی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به نابرابری و ستم نیاز به درک بیشتری از مسائل جامعه دارد.

مشاهده کامل

نوای مزدور

ز مزد بندهٔ کرپاس پوش محنت کش
نصیب خواجهٔ ناکرده کار رخت حریر ۱

ز خوی فشانی من لعل خاتم والی
ز اشک کودک من گوهر ستام امیر ۲

ز خون من چو زلو فربهی کلیسا را
بزور بازوی من دست سلطنت همه گیر ۳

خرابه رشک گلستان ز گریهٔ سحرم
شباب لاله و گل از طراوت جگرم ۴

بیا که تازه نوا می تراود از رگ ساز
مئی که شیشه گدازد به ساغر اندازیم ۵

مغان و دیر مغان را نظام تازه دهیم
بنای میکده های کهن بر اندازیم ۶

ز رهزنان چمن انتقام لاله کشیم
به بزم غنچه و گل طرح دیگر اندازیم ۷

به طوف شمع چو پروانه زیستن تا کی؟
ز خویش اینهمه بیگانه زیستن تا کی؟ ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:قسمت نامهٔ سرمایه دار و مزدور
گوهر بعدی:آزادی بحر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.