این متن شعری است که در آن دو غزل با مضامین عاشقانه و عرفانی بیان شدهاند. در غزل اول، شاعر از بیتوجهی معشوق و ناآشنایی او با آداب عشق شکایت میکند و زیباییهای جهان را با نوا و شعر خود توصیف مینماید. در غزل دوم، شاعر از بیقراری و ناآرامی دل عاشق سخن میگوید و به جستجوی معشوقی والاتر و عشقی بینهایت اشاره دارد. همچنین، از لذت شعر و بادهگساری در بهار یاد میکند و در نهایت، به مرگ عاشقان در بهشت جاودانی اشاره میشود.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههایی به بادهگساری و مضامین پیچیدهتر عشق وجود دارد که مناسب سنین بالاتر است.
حور وشاعر در جواب نظم گوته موسوم به حور و شاعر
نه به باده میل داری نه به من نظر گشائی
عجب اینکه تو ندانی ره و رسم آشنائی
همه ساز جستجوئی همه سوز آرزوئی
نفسی که میگدازی غزلی که می سرائی
به نوای آفریدی چه جهان دلگشائی
که ارم به چشم آید چو طلسم سیمیائی
شاعر:
دل رهروان فریبی به کلام نیش داری
مگر اینکه لذت او نرسد به نوک خاری
چکنم که فطرت من به مقام در نسازد
دل ناصبور دارم چو صبا به لاله زاری
چو نظر قرار گیرد به نگار خوبروئی
تپد آن زمان دل من پی خوبتر نگاری
ز شرر ستاره جویم ز ستاره آفتابی
سر منزلی ندارم که بمیرم از قراری
چو ز بادهٔ بهاری قدحی کشیده خیزم
غزلی دگر سرایم به هوای نوبهاری
طلبم نهایت آن که نهایتی ندارد
به نگاه ناشکیبی به دل امیدواری
دل عاشقان بمیرد به بهشت جاودانی
نه نوای دردمندی نه غمی نه غمگساری
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.