خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که به موضوعات عشق الهی، وصال با معشوق حقیقی (خداوند)، و رهایی از خیالات دنیوی میپردازد. شاعر از نور حقیقت، ستارهها، و ذرات نور به عنوان نمادهایی برای درک حقایق معنوی استفاده میکند. او همچنین به اهمیت خدمت و فروتنی در رسیدن به کمال اشاره میکند و از فراق و درد عشق الهی سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و درد عشق الهی ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۳۵۵ - دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال
دو چَشمْ اگر بِگُشادی به آفتابِ وصال
بَرآ به چَرخِ حقایق دگر مگو زِ خیال ۱
ستارهها بِنِگَر از وَرایِ ظُلْمَت و نور
چو ذَرّه رَقص کُنان در شُعاعِ نورِ جَلال ۲
اگرچه ذَرّه در آن آفتاب دَرنَرَسَد
ولی زِتابِ شُعاعَش، شوند نورخِصال ۳
هر آن دلی که به خِدمَت خَمید چون ابرو
گُشاد از نَظَرش، صد هزار چَشمِ کَمال ۴
دَهان بِبَند زِحالِ دِلَم، که با لبِ دوست
خدایْ دانَد کو را چه واقعهست و چه حال ۵
مَکُن اشارت سویِ دِلَم که دلْ آن نیست
مَپَر به سویِ هُمایانِ شَهْ بِدان پَر و بال ۶
جِراحَتِ همه را از نَمَک بُوَد فریاد
مرا فِراقِ نَمَکهاش شُد وَبالْ وَبال ۷
چو مِلْک گشت وصالَتْ زِشَمسِ تبریزی
نَمانْد حِلْیهٔ حال و نه اِلْتِفات به قال ۸
بَرآ به چَرخِ حقایق دگر مگو زِ خیال ۱
ستارهها بِنِگَر از وَرایِ ظُلْمَت و نور
چو ذَرّه رَقص کُنان در شُعاعِ نورِ جَلال ۲
اگرچه ذَرّه در آن آفتاب دَرنَرَسَد
ولی زِتابِ شُعاعَش، شوند نورخِصال ۳
هر آن دلی که به خِدمَت خَمید چون ابرو
گُشاد از نَظَرش، صد هزار چَشمِ کَمال ۴
دَهان بِبَند زِحالِ دِلَم، که با لبِ دوست
خدایْ دانَد کو را چه واقعهست و چه حال ۵
مَکُن اشارت سویِ دِلَم که دلْ آن نیست
مَپَر به سویِ هُمایانِ شَهْ بِدان پَر و بال ۶
جِراحَتِ همه را از نَمَک بُوَد فریاد
مرا فِراقِ نَمَکهاش شُد وَبالْ وَبال ۷
چو مِلْک گشت وصالَتْ زِشَمسِ تبریزی
نَمانْد حِلْیهٔ حال و نه اِلْتِفات به قال ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۵۴ - تو را سعادت بادا، در آن جمال و جلال
گوهر بعدی:غزل ۱۳۵۶ - اگر درآید ناگه صنم، زهی اقبال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.