خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به توصیف عظمت و اسرار دل انسان می‌پردازد. شاعر از دل به عنوان یک کارستان پر از بت‌ها و عجایب یاد می‌کند که در آن هزاران موج از احساسات و جوهره‌های وجودی جریان دارد. او به قدرت و شکوه دل اشاره می‌کند و آن را با مفاهیمی مانند بهار، کشت، عزت، طلب و شهریاری مقایسه می‌کند. شاعر در نهایت سکوت می‌کند و بیان می‌دارد که وصف دل در فکر انسان نمی‌گنجد.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۴۲ - چه کارستان که داری اندرین دل

چه کارِسْتان که داری اَنْدَرین دل
چه بُت‌ها می‌نِگاری اَنْدَرین دل ۱

بهار آمد، زمانِ کِشت آمد
کِه داند تا چه کاری اَنْدَرین دل؟ ۲

حِجابِ عِزَّت اَرْ بَستی زِبیرون
به غایَتْ آشکاری اَنْدَرین دل ۳

در آب و گِل فُرو شُد پایِ طالب
سَرَش را می‌بِخاری اَنْدَرین دل ۴

دلْ از اَفْلاک اگر اَفْزون نَبودی
نکردی مَهْ سَواری اَنْدَرین دل ۵

اگر دل نیستی شهرِ مُعَظَّم
نکردی شهریاری اَنْدَرین دل ۶

عَجایب بیشه‌یی آمد دلْ ای جان
که تو میرِ شکاری اَنْدَرین دل ۷

زِبَحْرِ دلْ هزاران موج خیزد
چو جوهرها بیاری اَنْدَرین دل ۸

خَمُش کردم که در فِکْرَت نگُنجَد
چو وَصفِ دلْ شُماری اَنْدَرین دل ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۴۱ - امروز بحمدالله از دی بتر است این دل
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴۳ - صد هزاران همچو ما غرقه درین دریای دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.